انتشارات زبان علم

حامی کتاب و کتابخوانی / بجنورد ، خراسان شمالی 09015034353

انتشارات زبان علم

حامی کتاب و کتابخوانی / بجنورد ، خراسان شمالی 09015034353

نقش بهداشت در گفتار دانش آموزان / به زودی...


انتشارات زبان علم

حامی کتاب و کتابخوانی

بجنورد

خراسان شمالی


تصویر خوب، قصه را کامل می‌کند

تصویر خوب، قصه را کامل می‌کند

مریم محمودی‌مقدم گفت: تصویر و داستان در کنار هم می‌تواند کودک را جذب کند. تصویرسازی می‌تواند مکمل یا حتی معکوسِ داستان باشد و در مجموع، هر دو یکدیگر را تکمیل کنند تا کلیتی جذاب برای کودک شکل بگیرد.

سرویس کودک و نوجوان خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – سایه برین: مریم محمودی‌مقدم، تصویرگر کتاب کودک و نوجوان، به‌تازگی با تصویرگری کتاب «موری و گوری» نوشته احمد اکبرپور، موفق به کسب مدال طلای بخش کتاب و جایزه «Best of the Best» در رقابت‌های بین‌المللی iJungle Illustration Awards 2026 شده است؛ موفقیتی که بار دیگر توجه‌ها را به جایگاه تصویرگری ایران در عرصه جهانی جلب کرد.

تصویرگری کتاب کودک و نوجوان، تنها همراهی‌کننده متن نیست، بلکه در بسیاری از آثار، بخشی از روایت را بر دوش می‌کشد و نقش مهمی در شکل‌گیری ارتباط مخاطب با کتاب دارد. در شرایطی که بازار کتاب کودک و نوجوان ایران با چالش‌هایی مانند محدودیت‌های تولید، کیفیت چاپ، دشواری‌های اقتصادی و رقابت با آثار خارجی روبه‌رو است، بررسی دیدگاه‌های تصویرگرانی که تجربه حضور و موفقیت در عرصه‌های بین‌المللی را دارند، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. مریم محمودی‌مقدم در گفت‌وگو با ما از مهم‌ترین چالش‌های امروز تصویرگری، نسبت تصویر و متن در ادبیات کودک، جایگاه تصویرسازی ایرانی در مقایسه با نمونه‌های خارجی، استانداردهای جهانی و مسیر ورود علاقه‌مندان به این حرفه سخن گفته است.

محمودی‌مقدم در پاسخ به این پرسش که مهم‌ترین چالش امروز تصویرگری چیست و آیا ملاحظات نظارتی دست‌وپای تصویرگران را بسته است، با تأکید بر تأثیر محدودیت‌ها گفت: «بله، به نظرم تأثیر زیادی دارد؛ چون مدام تصویرگر در ذهنش به مانع می‌خورد.» او در ادامه کیفیت پایین چاپ را نیز از دیگر مشکلات این حوزه دانست و افزود: «کیفیت پایین چاپ نیز مؤثر است.»

این تصویرگر در پاسخ به پرسشی درباره حضور آثار ایرانی در مجامع بین‌المللی توضیح داد که رقابت در سطح جهانی بیش از هر چیز به خلاقیت وابسته است. او گفت: «همان المان‌هایی که هر تصویرگری درگیرش است، ولی در سطحی بالاتر که تکراری نباشد؛ مثل ریتم، رنگ، ترکیب‌بندی و ...»

محمودی‌مقدم در پاسخ به این پرسش که در ادبیات کودک و نوجوان، تصویر یا داستان نقش پررنگ‌تری دارد، تأکید کرد که این دو را نمی‌توان از یکدیگر جدا دانست. او گفت: «فکر می‌کنم ترکیب هر دو در کنار هم می‌تواند کودک را جذب کند. تصویرسازی می‌تواند مکمل یا حتی معکوسِ داستان باشد و در مجموع، هر دو یکدیگر را تکمیل کنند تا کلیتی جذاب برای کودک شکل بگیرد.»

او همچنین درباره تأثیر کیفیت تصویرسازی بر سرنوشت یک کتاب گفت اگرچه متن و تصویر مکمل یکدیگرند، اما ضعف تصویرگری می‌تواند به اثر آسیب بزند. محمودی‌مقدم تصریح کرد: «تصویرسازی سخیف می‌تواند تأثیر منفی بر داستان داشته باشد و حتی باعث شود کودک از خواندن آن امتناع کند.»

این تصویرگر در ارزیابی جایگاه تصویرگری ایرانی در مقایسه با نمونه‌های خارجی، به شرایط اقتصادی فعالان این حوزه اشاره کرد و گفت: «تصویرسازان داخلی، به دلیل فشار مالی، مجبور هستند بیشتر با انتشارات خارج از ایران کار کنند.» او البته تأکید کرد آمار دقیقی از سلیقه کودکان در اختیار ندارد، اما تجربه شخصی‌اش نشان می‌دهد که «پسر خودم تصویرسازی‌های خارجی را بیشتر ترجیح می‌دهد.»

محمودی‌مقدم درباره شیوه تولید برخی کتاب‌های تصویری نیز توضیح داد که همیشه متن مقدم بر تصویر نیست. او با اشاره به تجربه شخصی خود گفت: «بله، تعدادی از همکارانم و خودم ابتدا تصویر را می‌کشیم و بعد برای آن داستان نوشته می‌شود.» او در عین حال افزود که ترجیح می‌دهد وارد حوزه نویسندگی نشود، زیرا خود را در آن متخصص نمی‌داند.

این تصویرگر در پایان، در پاسخ به پرسشی درباره مسیر ورود علاقه‌مندان به حرفه تصویرگری، بر اهمیت داشتن نمونه‌کار حرفه‌ای تأکید کرد. او با اشاره به تجربه شخصی خود گفت: «من خودم با مجله شروع کردم و بعد سوشال‌مدیا باعث شد انتشارات به من ایمیل بدهد و سفارش کار بگیرم.» محمودی‌مقدم در ادامه به علاقه‌مندان توصیه کرد: «یا باید پورتفولیوی خوب داشته باشید و آن را برای انتشارات‌ها بفرستید، یا با ایجنت قرارداد ببندید تا او برایتان پروژه بگیرد.»


آینده نشر و نشر در آینده

آینده نشر و نشر در آینده

مدیر انتشارات حتمی، نوشت: شاید مهم‌ترین پرسشی که امروز باید از خود بپرسیم این نباشد که «درسال‌های آینده چند کتاب بیشتر منتشر خواهیم کرد؟» بلکه این باشد:«چگونه می‌توانیم دانشی منتشر کنیم که سال‌ها بعد نیز مرجع، قابل‌اعتماد و اثرگذار باقی بماند؟»

سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا)، رضا حتمی، مدیر انتشارات حتمی: برگزاری نشست‌هایی با موضوع «آیندۀ نشر علوم ورزشی در ایران» اتفاقی ارزشمند و امیدوارکننده است. هر گفت‌وگویی که بتواند نگاه‌ها را به آیندۀ این حوزه معطوف کند، شایسته توجه و حمایت است؛ اما اگر قرار است از آینده سخن بگوییم، شاید پیش از هرچیز لازم باشد دربارۀ نقش «ناشر تخصصی» بازاندیشی کنیم.

سال‌هاست که در بسیاری از بحث‌ها، ناشر صرفاً به‌عنوان حلقۀ پایانی زنجیرۀ تولید کتاب دیده می‌شود؛ درحالی‌که در نشر تخصصی، ناشر تنها چاپ‌کنندۀ کتاب نیست، بلکه بخشی از فرایند تولید و انتقال دانش است.

ناشر تخصصی باید بتواند روندهای علمی جهان را رصد کند، نیازهای واقعی دانشگاه‌ها، پژوهشگران و جامعۀ حرفه‌ای را بشناسد، آثار مرجع را شناسایی و معرفی کند، کیفیت ترجمه و تألیف را تضمین کند و میان دانش جهانی و نیازهای بومی پلی مؤثر ایجاد کند. آیندۀ نشر علوم ورزشی، بیش از آنکه به فناوری وابسته باشد، به این نگاه وابسته است.

در سال‌های اخیر، سه چالش بیش از هر عامل دیگری اعتبار نشر علمی را تهدید کرده‌اند.

نخست، گسترش ترجمه‌های شتاب‌زده و کم‌کیفیت که گاه بدون دقت علمی و ویرایش تخصصی منتشر می‌شوند و اعتماد مخاطبان را نسبت به منابع علمی کاهش می‌دهند.

دوم، تولید کتاب صرفاً با هدف ارتقای دانشگاهی. زمانی که انتشار کتاب بیش از آنکه پاسخگوی نیازهای علمی باشد، به ابزاری برای تکمیل پرونده‌های آموزشی و پژوهشی تبدیل شود، طبیعی است که کمیت بر کیفیت غلبه کند.

و سوم، نقض گستردۀ حقوق مالکیت فکری. تا زمانی ‌که تکثیر و انتشار غیرقانونی کتاب‌ها بدون هزینه و مسئولیت باشد، انگیزۀ سرمایه‌گذاری برای تولید آثار فاخر و مرجع نیز تضعیف خواهد شد.

در کنار این چالش‌ها، موضوع هوش مصنوعی نیز با سرعت در حال تغییر چهرۀ نشر است. به باور من، هوش مصنوعی نه تهدیدی برای نشر است و نه ناجی آن؛ بلکه ابزاری قدرتمند است که اگر به‌درستی به کار گرفته شود، می‌تواند کیفیت و سرعت تولید دانش را متحول کند.

هوش مصنوعی می‌تواند در جست‌وجوی منابع، ترجمۀ اولیه، ویرایش، تولید محتوای چند رسانه‌ای و تحلیل نیازهای مخاطبان نقش مؤثری ایفا کند؛ اما همچنان جایگزین دانش تخصصی، داوری علمی، تجربۀ مترجم و ویراستار حرفه‌ای نخواهد شد.

آینده متعلق به کسانی است که استفادۀ علمی و مسئولانه از این فناوری را بیاموزند، نه کسانی که آن را نادیده بگیرند و نه کسانی که بدون نظارت تخصصی همه‌چیز را به آن بسپارند.

به نظر می‌رسد آیندۀ نشر علوم ورزشی در ایران بر سه محور استوار خواهد بود:

- حرکت از تولید صرف کتاب به تولید دانش معتبر؛

- ارتقای جایگاه ناشر از تولیدکنندۀ صرف به شریک علمی دانشگاه‌ها، پژوهشگران و جامعۀ ورزش؛

- بهره‌گیری هوشمندانه از فناوری‌های نوین، همراه با پایبندی به کیفیت علمی، اخلاق حرفه‌ای و حقوق مالکیت فکری.

اگر این سه مسیر به‌طور جدی دنبال شود، آیندۀ نشر علوم ورزشی نه‌تنها از چالش‌های امروز عبور خواهد کرد، بلکه می‌تواند به الگویی برای سایر حوزه‌های نشر تخصصی نیز تبدیل شود.

شاید مهم‌ترین پرسشی که امروز باید از خود بپرسیم این نباشد که «در سال‌های آینده چند کتاب بیشتر منتشر خواهیم کرد؟» بلکه این باشد: «چگونه می‌توانیم دانشی منتشر کنیم که سال‌ها بعد نیز مرجع، قابل‌اعتماد و اثرگذار باقی بماند؟»


از سکوت کاغذ تا هیاهوی دیجیتال

از سکوت کاغذ تا هیاهوی دیجیتال

مرکزی –کتاب‌های تعاملی مبتنی بر واقعیت افزوده و واقعیت مجازی، نه برای جایگزینی ادبیات، بلکه برای افزودن لایه‌های تازه‌ای از درک و تجربه به متن پا به عرصه گذاشته‌اند.

سرویس استان‌های خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا )- حسین معافی، مدرس دانشگاه، نویسنده و پژوهشگر هوش مصنوعی: بوی کاغذ کاهی، صدای ورق خوردن صفحات و حس سنگینی جلد کتاب در دست، خاطراتی هستند که نسل‌های قبل با آن‌ها بزرگ شده‌اند. اما امروز، در دنیایی که همه چیز با سرعت نور حرکت می‌کند و توجه مخاطب کمیاب‌ترین سرمایه است، آیا همان فرمت صدساله هنوز هم برای نسل جدید جذابیت دارد؟ ما در آستانه یک انقلاب آرام اما عمیق در صنعت نشر قرار داریم؛ جایی که مرز بین «کتاب» و «رسانه‌های چندحسی» در حال محو شدن است. دیگر خواندن تنها به معنای رد کردن چشم از روی خطوط سیاه نیست، بلکه به معنای غرق شدن در دنیایی است که صدا، تصویر و تعامل را در آغوش می‌کشد. این یادداشت تلاشی است برای فهمیدن اینکه چگونه فناوری‌های نوین، نه به عنوان دشمن کاغذ، بلکه به عنوان بال‌هایی برای پرواز تخیل، وارد عرصه کتاب‌خوانی شده‌اند.

کتاب، از متن مکتوب تا تجربه ای چند حسی

وقتی از «کتاب‌های تعاملی» صحبت می‌کنیم، نباید تصور کنیم که قرار است جایگزین ادبیات ناب شوند. هدف، افزودن لایه‌های جدیدی از درک و احساس به متن است. تصور کنید دانش‌آموزی در حال مطالعه رمانی تاریخی درباره تهران قدیم است؛ با اسکن کردن یک صفحه توسط گوشی هوشمند، ناگهان صدای ارابه‌چیان و تصاویر آرشیوی میدان توپخانه زنده می‌شوند. یا دانشجویی که کتاب آناتومی می‌خواند و با استفاده از واقعیت مجازی (VR) و واقعیت افزوده (AR)، ساختار سه‌بعدی قلب انسان را دقیقاً همان‌طور که در متن توصیف شده، در فضای اتاق خود می‌بیند و می‌چرخاند. این یعنی تبدیل «اطلاعات انتزاعی» به «تجربه ملموس».

نسل زد و کتاب‌هایی که مخاطب را به بازی می‌گیرند

برای نسل زد (Gen Z) که بومیان دیجیتال هستند، صبرِ کمتری برای متون طولانی و یکنواخت وجود دارد، اما اشتیاق عجیبی برای «کشف کردن» دارند. کتاب‌های تعاملی این فرصت را به آن‌ها می‌دهند که قهرمان داستان باشند. در برخی رمان‌های مدرن دیجیتال، خواننده می‌تواند پایان داستان را انتخاب کند یا وارد ذهن شخصیت‌ها شود و افکار پنهان آن‌ها را بشنود. این سطح از درگیری چیزی است که رسانه‌های سنتی به سختی می‌توانند ارائه دهند.

از سکوت کاغذ تا هیاهوی دیجیتال

مرز باریک میان فناوری و تخیل

اما چالش اصلی کجاست؟ چالش اصلی حفظ تعادل است. اگر تکنولوژی بیش از حد بر متن غالب شود، ممکن است «تخیل» خواننده فلج شود. زیبایی کتاب‌خوانی همیشه در این بوده که ذهن مخاطب، صحنه‌ها را خودش نقاشی کند. بنابراین، ناشران و نویسندگان باید هوشمندانه عمل کنند؛ فناوری باید مثل یک راهنمای مهربان باشد که گهگاه چراغ قوه می‌اندازد، نه اینکه کل مسیر را با نورهای نئونی پر کند که جایگاهی برای کشف شخصی باقی نگذارد.

فناوری در خدمت عدالت آموزشی و دسترسی همگانی

همچنین، این تحول فرصتی طلایی برای افراد دارای معلولیت است. کتاب‌های صوتی هوشمند که با تغییر لحن گوینده همراه با موسیقی متن هماهنگ می‌شوند، یا کتاب‌هایی که با فرمان صوتی ورق می‌خورند، دسترسی به ادبیات را برای همه عادلانه‌تر می‌کنند. این یعنی دموکراتیزه کردن دانش و لذت بردن از داستان.

آینده نشر، هم زیستی کاغذ و فناوری

آینده نشر، جنگ بین «کاغذ» و «صفحه نمایش» نیست؛ آینده در «هم‌زیستی» آن‌هاست. کتاب‌های چاپی همچنان برای مطالعه عمیق و آرامش‌بخش باقی می‌مانند، اما کتاب‌های تعاملی و چندرسانه‌ای، دروازه‌ای جدید برای ورود نسل جوان به دنیای پیچیده مفاهیم خواهند بود. ما نباید از تغییر بترسیم، بلکه باید یاد بگیریم چطور از ابزارهای جدید برای عمیق‌تر کردن ارتباط انسان با کلمه استفاده کنیم. شاید روزی برسد که واژه «کتاب» تعریف جدیدی پیدا کند؛ نه فقط مجموعه‌ای از صفحات، بلکه پنجره‌ای زنده به سوی جهان‌های بی‌پایان.