انتشارات زبان علم

حامی کتاب و کتابخوانی / بجنورد ، خراسان شمالی 09015034353

انتشارات زبان علم

حامی کتاب و کتابخوانی / بجنورد ، خراسان شمالی 09015034353

قورباغه زرنگ


انتشارات زبان علم 

حامی کتاب و کتابخوانی

بجنورد 

خراسان شمالی


هوش مصنوعی؛ بازوی پژوهش

هوش مصنوعی؛ بازوی پژوهش

کتاب «مقدمات روش پژوهش کمی و کیفی» با معرفی روش‌های تحقیق و نقش هوش مصنوعی، نقشه راهی کاربردی برای پژوهشگران علوم انسانی و اجتماعی ترسیم می‌کند.

سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «مقدمات روش پژوهش کمی و کیفی» در چهار بخش اصلی «مبانی و مفاهیم پایه پژوهش»، «روش‌ها، طراحی و ابزارهای پژوهش»، «تحلیل داده‌ها در پژوهش‌های کمی و کیفی» و «فناوری‌های نوین در پژوهش» و ۹ فصل تدوین شده است.

«کلیات و مفاهیم پایه در پژوهش»، «روش‌های پژوهش کمّی و طرح‌های آن»، «روش‌های پژوهش کیفی و ارزیابی کیفیت آن»، «جامعه آماری، نمونه‌گیری و ابزارهای اندازه‌گیری»، «تحلیل داده‌ها در پژوهش‌های کمی و کیفی»، «نقش هوش مصنوعی در پژوهش‌های علوم انسانی و اجتماعی»، «معرفی ابزارهای هوشمند و چت‌بات‌های پژوهشی»، «چالش‌ها، محدودیت‌ها و ملاحظات اخلاقی در استفاده از هوش مصنوعی در پژوهش» و «چشم‌انداز آینده پژوهش با فناوری‌های نوین» عنوان‌های ۹ فصل کتاب هستند.

مخاطب در فصل نخست، با مفاهیم بنیادی و پایه‌ای پژوهش آشنا می‌شود. مولف ابتدا به ماهیت علم و اهداف آن پرداخته و در ادامه روش علمی و مراحل مختلف پژوهش را بررسی کرده است. اهمیت انتخاب مسئله، تدوین فرضیه و شناخت مفاهیم کلیدی مانند سازه، مفهوم و متغیر، از دیگر موضوعات این فصل هستند. مطالعه منابع مرتبط نیز به‌عنوان یکی از مراحل ضروری در مسیر پژوهش معرفی شده تا چارچوب کلی برای مخاطب روشن شود.

فصل دوم «روش‌های پژوهش کمّی و طرح‌های آن»، به بررسی روش‌های کمّی اختصاص دارد. ابتدا انواع مختلف پژوهش‌های کمّی و اهداف آن‌ها معرفی می‌شود و سپس طرح‌های مختلف زمینه‌یابی، آزمایشی و پس‌رویدادی با ویژگی‌ها و تفاوت‌هایشان بررسی شده‌اند.

به‌گفته نویسنده: «مجموعه تدابیر علمی لازم، برای انجام یک کار پژوهشی، قبل از شروع به هرگونه اقدام علمی برای انجام آن طرح پژوهش نامیده می‌شود.»

مولف، طرح پژوهش را به‌مثابه نقشه یک ساختمان می‌داند. همچنان که قبل از شروع کار ساختمان‌سازی، حتی قبل از گذاشتن دو آجر روی هم، وجود نقشه مخصوص برای آن ضرورت دارد؛ برای انجام یک کار پژوهشی نیز وجود یک نقشه برای پژوهش، الزامی است؛ که همان «طرح پژوهش» گفته می‌شود.

فصل سوم «روش‌های پژوهش کیفی و ارزیابی کیفیت آن»، انواع روش‌های پژوهش کیفی و ویژگی‌های هر کدام معرفی شده است. روش‌های تاریخی، فلسفی، قوم‌نگاری، تحلیل محتوا و مطالعه موردی، از مهم‌ترین رویکردهای کیفی هستند؛ همچنین شاخص‌ها و معیارهای ارزیابی کیفیت پژوهش‌های کیفی، ازجمله روایی درونی و بیرونی، در این فصل مورد بحث قرار گرفتند. سپس مقایسه‌ای میان پژوهش کمّی و کیفی برای درک بهتر تفاوت‌ها و کابردهای هر روش ارائه شده است.

فصل چهارم «جامعه آماری، نمونه‌گیری و ابزارهای اندازه‌گیری»، به معرفی جامعه آماری، نمونه‌گیری و اهمیت آن در پژوهش‌های علوم انسانی و اجتماعی پرداخته است. روش‌های مختلف نمونه‌گیری تصادفی و تعیین حجم نمونه مناسب نیز بررسی شده است. همچنین ابزارهای متنوع جمع‌آوری داده‌ها مانند مشاهده، مصاحبه پرسشنامه و مقایسه‌های روان‌سنجی معرفی و معیارهای روایی و اعتبار آن‌ها توضیح داده شده است.

مولف درباره «تعریف جامعه و نمونه» توضیح داده است: «یکی از مراحل پایه و بسیار مهم در هر پژوهش علمی، شناخت دقیق جامعه آماری و تعیین نمونه مناسب است. جامعه آماری به مجموع افراد، اشیا، یا رویدادهایی گفته می‌شود که پژوهشگر قصد دارد درباره آن‌ها اطلاعات کسب کند یا نتایج پژوهش را به آن‌ها تعمیم دهد؛ به‌عبارت دیگر، جامعه آماری، کل مجموعه‌ای است که موضوع پژوهش به آن مربوط می‌شود.

از آنجا که بررسی و جمع‌آوری داده از کل جامعه، معمولاً امکان‌پذیر یا مقرون‌به‌صرفه نیست، پژوهشگر بخشی از جامعه را نماینده‌ای انتخاب می‌کند که به آن «نمونه» می‌گویند. نمونه، بخشی کوچک‌تر و قابل کنترل‌تر از جامعه است که می‌بایست ویژگی‌های کل جامعه را به خوبی نمایندگی کند تا نتایج حاصل از آن قابل تعمیم به کل جامعه باشند.»

مولف در فصل پنجم «تحلیل داده‌ها در پژوهش‌های کمی و کیفی»، روش‌ها و فنون مختلف تحلیل داده‌ها بررسی کرده است. تفاوت‌های تحلیل داده‌ها در طرح‌های آزمایشی و غیرآزمایشی مطرح شده و اهمیت تحلیل دقیق و درست داده‌ها در نتیجه‌گیرهای پژوهش مورد تاکید قرار گرفته است. این فصل نقش کلیدی تحلیل داده‌ها را در اعتبار و کاربردی بودن نتایج پژوهش نشان می‌دهد.

فصل ۶ «نقش هوش مصنوعی در پژوهش‌های علوم انسانی و اجتماعی»، به بررسی همه‌جانبه کاربردهای هوش مصنوعی در پژوهش‌های علوم انسانی، در تحلیل داده‌ها، متن‌کاوی و پیش‌بینی‌های علمی پرداخته شده است و نقش آن را در تسریع و تسهیل فرآیندهای پژوهشی با تمرکز بر کابردهای عملی، مزایا، محدودیت‌ها، و چالش‌های اخلاقی و روش‌شناختی بررسی می‌کند.

مولف معتقد است، هوش مصنوعی یا (AI) به‌عنوان یکی از فناوری‌های پیشرفته، تحولی بنیادین در پژوهش‌های علوم انسانی و اجتماعی ایجاد کرده و در دهه‌های اخیر ابزاری نوین در پژوهش‌های علمی به‌ویژه در حوزه روانشناسی، علوم تربیتی و مشاوره مطرح شده است. با توانمندهای‌های یادگیری ماشین، تحلیل زبان طبیعی، پردازش داده‌های بزرگ و شبکه‌های عصبی، پژوهشگران قادرند حجم وسیعی از داده‌ها را با دقت و سرعت زیاد تحلیل کنند و الگوهای پیچیده رفتار انسانی و یادگیری را شناسایی کنند.

در فصل هفتم «معرفی ابزارهای هوشمند و چت‌بات‌های پژوهشی»، می‌خوانیم ابزارهای هوشمند و چت‌بات‌ها به عنوان دستیاران دیجیتال، ظرفیت‌های نوینی را در خدمت پژوهشگران قرار داده‌اند؛ در این فصل این ابزارها معرفی شده و به نحوه کارکرد آن‌ها و کاربردهای متنوعشان در جمع‌آوری داده، تحلیل اطلاعات و تسهیل فرآیندهای پژوهشی پرداخته شده است.

مولف در بخشی از فصل هفتم، «سرعت و صرفه‌جویی در زمان»، «دقت و کاهش خطاهای انسانی»، «پشتیبانی مستمر»، «توانمندسازی پژوهشگران مبتدی» و «کمک به افزایش پژوهش» را از مزایای استفاده از چت‌بات‌های پژوهشی دانسته است.

هوش مصنوعی؛ بازوی پژوهش

در این کتاب به نمونه‌های مطرح چت‌بات‌های پژوهشی اشاره شده است:

ChatGPT و مدل‌های مشابه: این چت‌بات‌ها می‌توانند در نوشتن، تحلیل متون، پاسخ به سئوالات تخصصی و کمک به فرایندهای پژوهشی نقش داشته باشند.

Iris.ai چت‌بات تخصصی برای جستجو و خلاصه‌سازی مقالات علمی.

Research Rabbit برای کشف مقالات مرتبط و شبکه‌سازی پژوهش‌ها.

ELSA Speak و سایر چت‌بات‌های آموزشی: که برای تقویت مهارت‌های پژوهشی و زبان تخصصی کاربرد دارند.

فصل هشتم «چالش‌ها، محدویت‌ها و ملاحظات اخلاقی در استفاده از هوش مصنوعی در پژوهش»، به بررسی جنبه‌های فنی، عملی و اخلاقی به کارگیری AI در پژوهش پرداخته است و راهکارهایی برای مواجه با این چالش‌ها ارائه می‌دهد.

نویسنده معتقد است، هوش مصنوعی (AI) با تمام پتانسیل‌های بی‌نظیرش، در پژوهش‌های علمی وارد عرصه‌ای شده که می‌تواند انقلابی در روش‌ها و نتایج ایجاد کند. اما در این مسیر، چالش‌های فنی و عملی بسیاری نیز وجود دارد که پژوهشگران باید آن‌ها را بشناسند، مدیریت کنند و راه‌حل‌های مناسبی برای آن‌ها پیدا کنند تا استفاده از AI در پژوهش‌ها با کیفیت، اعتبار و اثرگذاری بالاتر همراه باشد.

فصل نهم «چشم‌انداز آینده پژوهش با فناوری‌های نوین»، به روندهای نوظهور، تاثیرات بالقوه و فرصت‌ها و تهدیدهای احتمالی پیش روی پژوهشگران در دهه‌های آینده می‌پردازد و مسیر پیش رو را ترسیم می‌کند.

کتاب «مقدمات روش پژوهش کمّی و کیفی» به انضمام کاربست هوش مصنوعی، تالیف و گردآوری صدیقه حیدری، در شمارگان ۱۰۰ نسخه و با قیمت ۲۵۰ هزار تومان از سوی انتشارات روان‌سنجی به ویترین کتابفروشی‌ها رسیده است.


چالش هوش مصنوعی در کانتکس‌های تاریخی

چالش هوش مصنوعی در کانتکس‌های تاریخی

عبدالرسول خیراندیش گفت: آنچه در اختیار هوش مصنوعی قرار می‌گیرد، در یک کانتکس تاریخی خاص به او ارائه شده و نویسنده‌ای با رویکردی مشخص آن را ساخته است. در حالی که یک رویداد، در عین اینکه یک واقعه و یک گزارش دانسته می‌شود، می‌تواند در کانتکس‌های گوناگون قرار گیرد و رویکردهای متعدد و متنوعی پیدا کند. این قابلیتی است که تا به حال انسان داشته و همچنان می‌تواند داشته باشد. آیا هوش مصنوعی هم می‌تواند چنین کند؟

سرویس تاریخ خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - آناهید خزیر؛ کاربرد هوش مصنوعی در آموزش تاریخ به‌سرعت در حال گسترش است و نقش مهمی در بهبود کیفیت و کارآمدی این حوزه ایفا می‌کند. یکی از اصلی‌ترین کاربردهای هوش مصنوعی در آموزش تاریخ، استفاده از سیستم‌های آموزشی هوشمند است که به شخصی‌سازی فرایند یادگیری کمک می‌کنند. این سیستم‌ها با تحلیل رفتار یادگیری دانش‌آموزان، محتواها و تمرین‌های مناسب را پیشنهاد می‌دهند، که به طور قابل توجهی در ارتقای نتایج یادگیری مؤثر است. هوش مصنوعی همچنین یادگیری تعاملی را تقویت می‌کند. استفاده از فناوری‌هایی مانند واقعیت مجازی و واقعیت افزوده، به دانش‌آموزان امکان می‌دهد با تجربه‌های سه‌بعدی و تعاملی، به درک عمیق‌تری از رویدادها و مفاهیم تاریخی دست یابند.

یکی دیگر از کاربردهای هوش مصنوعی، تحلیل و پردازش داده‌های تاریخی است. با بهره‌گیری از الگوریتم‌های هوش مصنوعی، می‌توان حجم عظیمی از داده‌های تاریخی را پردازش و الگوها و روندهای مهم را شناسایی کرد، که این امر به پژوهشگران و معلمان کمک می‌کند تا مطالب آموزشی دقیق‌تر و منسجم‌تری ارائه دهند. همچنین، هوش مصنوعی می‌تواند در تولید منابع آموزشی متنوع و جذاب نقش داشته باشد. با استفاده از نرم‌افزارهای تولید محتوا مبتنی بر هوش مصنوعی، می‌توان مطالب درسی را به شکل داستان‌های تعاملی، بازی‌های آموزشی و انیمیشن‌های آموزشی طراحی کرد. این کاربردها موجب افزایش انگیزه و علاقه‌مندی دانش‌آموزان به تاریخ می‌شود و تجربه یادگیری را جذاب‌تر و اثربخش‌تر می‌کند.

عبدالرسول خیراندیش، تاریخ‌شناس و تاریخ‌نگار ایرانی و استاد دانشگاه شیراز است. خیراندیش تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در برازجان گذراند. در سال ۱۳۶۳ از دانشگاه فردوسی مشهد لیسانس تاریخ گرفت. مدتی در مراکز تربیت معلم شیراز و برازجان تدریس می‌کرد و سپس از دانشگاه تهران فوق لیسانس گرفت. او مدتی در سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی وزارت آموزش و پرورش مشغول به کار بود. در سال ۱۳۷۴ دوره دکتری تاریخ را در دانشگاه تربیت مدرس به پایان برد و پس از آن در دانشگاه‌ها و پژوهشگاه‌های مختلف به تدریس و تحقیق مشغول بوده است. بایندریان، مغولان در قفقاز، فارسیان در برابر مغولان، سواحل خلیج فارس، برازجان، مغولان در تاریخ و… نام کتاب‌هایی است که خیراندیش نوشته است. با او درباره هوش مصنوعی و تاریخ گفت‌وگو کرده‌ایم که در ادامه می‌خوانید:

چالش هوش مصنوعی در کانتکس‌های تاریخی
عبدالرسول خیراندیش

آیا هوش مصنوعی جای انسان را می‌گیرد، یا فقط شکلِ انسان بودن را تغییر می‌دهد؟ یا بهتر است این پرسش را این‌گونه مطرح کنم که آیا هوش مصنوعی در حال شبیه شدن به انسان است، یا این انسان است که به‌تدریج خود را با منطق هوش مصنوعی هماهنگ می‌کند؟

جواب ساده و کوتاه این است که خیر. اما واقعیت این است که هوش مصنوعی پدیده‌ای مهم و تأثیرگذار است و تأثیرگذاری آن در حوزه‌های مختلف علمی و عملی یکسان نخواهد بود. اظهارنظرهایی نیز از جنس امیدواری و نگرانی توأمان مطرح می‌شود؛ مثلاً گفته می‌شود هوش مصنوعی در پزشکی چنین خواهد کرد، در حوزه کارهای اداری چنان خواهد کرد و جای بسیاری از نیروهای انسانی را خواهد گرفت. امیدواری از این جهت است که ضریب خطا کمتر خواهد شد و هزینه‌ها پایین‌تر خواهد آمد و نگرانی برای صاحبان این مشاغل و آینده چنین شغل‌هایی است؛ اینکه انسان‌ها در آینده چه‌کاره خواهند بود، این نگاه خواهد بود که در آینده بسیاری از شغل‌ها به هوش مصنوعی واگذار شود.

این‌ها پرسش‌هایی است که پاسخ قطعی به آن‌ها داده نشده است و میزان نگرانی درباره این پرسش‌ها از کشورهای شرقی تا غربی و از شمال تا جنوب و از جهان اول و دوم و سوم متفاوت است. بر این اساس، هوش مصنوعی درست است که اخبارش جدید است، ولی آنچه به معنای اتوماسیون باشد بحث جدیدی نیست و پیش‌تر نیز به انحای مختلف به کار گرفته شده است.

اما اکنون با این پرسش اساسی روبه‌رو شده‌ایم که آیا هوش مصنوعی جای انسان را می‌گیرد؟ اینکه آیا جای دست انسان را می‌گیرد یا جای مغز انسان را؛ اما بحث بر سر این است که آیا جای خود انسان را نیز خواهد گرفت، یعنی عرصه‌های عاطفی، احساسی و اموری از این قبیل؟

پاسخ‌هایی که به این پرسش داده می‌شود نیز هم امیدواری در خود دارد و هم نگرانی؛ این دو توأمان‌اند تا ببینیم به چه گونه‌ای پیش خواهد رفت. تصمیم‌گیران بیشتر صاحبان تکنولوژی، طراحان و مهندسان و اموری از این قبیل هستند و این بحث هنوز به‌طور جدی وارد حوزه‌های دیگر دانش، مانند علوم انسانی و الهیات و… نشده است.

چالش هوش مصنوعی در کانتکس‌های تاریخی
نگاره‌ای از نسخه خطی

هوش مصنوعی می‌تواند تاریخ را بازنویسی کند یا اینکه جای پژوهشگر تاریخی را بگیرد؟ یا فقط می‌تواند روایت‌های موجود را بازتولید کند؟

درباره تاریخ به‌طور خاص، ما داده‌های تاریخی بسیاری داریم که به صورت متون درآمده‌اند و به‌سادگی می‌توانند در اختیار هوش مصنوعی قرار بگیرند و هوش مصنوعی نیز می‌تواند با این داده‌ها مطالب خوبی را در اختیار ما بگذارد؛ یعنی آنچه را پردازش می‌کند و نتیجه می‌گیرد، برای ما عرضه کند. اما آیا کار تمام است؟ خیر.

به دو دلیل: نخست اینکه تاریخ دانشی است که قابلیت انباشتی بسیار زیادی دارد؛ یعنی با گذشت زمان، هم بر درازای تاریخ افزوده می‌شود و هم بر حجم اطلاعات تاریخی اضافه می‌شود. هوش مصنوعی می‌تواند با به‌روز شدن پی‌درپی هر نقصی را در این زمینه جبران کند و این امکان برایش وجود دارد؛ اما تا زمانی که چنین داده‌هایی به مرحله انتشار عمومی نرسد، مسلماً هوش مصنوعی از آن محروم خواهد بود؛ مثلاً در مواردی مانند در انحصار بودن اسناد خاص یا نسخه‌های خطی به‌خصوص و ایده‌ها و اندیشه‌هایی که هنوز انتشار عمومی پیدا نکرده‌اند. این امر برای هوش مصنوعی نوعی تأخیر در به‌روز شدن ایجاد خواهد کرد. هر زمان که به‌روز شود، این فرایند دوباره تکرار خواهد شد.

نکته دیگر این است که ما در تاریخ بسیار کوشیده‌ایم حافظه بشر را حفظ کنیم و وظیفه تاریخ نیز همین بوده است که نگذارد میراث بشر فراموش شود و از بین برود. با این وجود، مقدار زیادی از دانش تاریخی یا تولید نشده، یا اگر تولید شده، در گذر زمان فراموش شده است. یعنی آنچه ما به‌عنوان دانش تاریخی در اختیار داریم، بخشی است که باقی مانده و بخشی نیز به هر دلیل از میان رفته است. اما قسمتی از آنچه از میان رفته، در واقع صورت دگرگون‌شده حافظه تاریخی است؛ زیرا انباشت حافظه تاریخی نوعی سنگینی ایجاد می‌کند که اشراف، احاطه، حفظ و نگهداری از آن کار آسانی نیست.

چالش هوش مصنوعی در کانتکس‌های تاریخی
ضحاک دستور داد تا جمشید را با ارّه به دو نیم کنند

در آینده، تاریخ را انسان‌ها خواهند نوشت و هوش مصنوعی آن را تحلیل خواهد کرد، یا این هوش مصنوعی خواهد بود که روایت مسلط از گذشته را شکل می‌دهد و انسان‌ها آن را می‌پذیرند؟

انسان‌ها همواره این قاعده را داشته‌اند که چگونه کثرت اطلاعات را به حجمی تقلیل دهند که قابل نگهداری باشد. یکی از راه‌ها این است که تاریخ را تلخیص کنند؛ یعنی با فشرده کردن دانش مربوط به تاریخ یا با حذف برخی مطالب از طریق اهم و فرعی کردن آن‌ها، این امکان را فراهم کنند که در دوردست‌های تاریخ، با حفظ اتصال، تسلسل و توالی تاریخی، اندیشه‌های تاریخی باقی بماند و آن حجم گسترده از اطلاعات که مستلزم داشتن حافظه‌های وسیع است، ضرورت نداشته باشد.

مثلاً در تاریخ ایران، یک دوره ۸۰۰ ساله را با عنوان «تاریخ پادشاهی جمشید» می‌نامیم؛ به نام یک فردِ به ظاهر مشخص و با معنایی خاص، برای یک دوره ۸۰۰ ساله. بدون شک این دوره متعلق به یک شخص نیست، بلکه آن شخص نماینده یک دوره است. به همین نحو، دوره ضحاک که هزار سال طول کشید نیز چنین وضعیتی دارد. اگر تمام تاریخ ۸۰۰ ساله و هزار ساله می‌خواست به همان صورت باقی بماند، جایی برای نگهداری آن وجود نداشت و همه آن می‌توانست از بین برود. به همین دلیل، انسان‌ها حافظه تاریخی را در قالب نمادها، رمزها و اموری از این قبیل فشرده می‌کنند. برای ما این امکان وجود دارد که دوباره با روش‌های تاریخ‌نگاری و تحقیق، آن را بازیابی کنیم؛ اما برای کامپیوتر چنین استعدادی پدید نیامده است. او هر آنچه را به او داده‌اند، نگه می‌دارد. آیا انسان‌ها دوست دارند همه آنچه گذشته نگهداری شود؟ من با تردید به این پرسش نگاه می‌کنم.

چالش هوش مصنوعی در کانتکس‌های تاریخی

با این تفاسیر هوش مصنوعی می‌تواند رویکرد جدیدی درباره تاریخ‌نگاری داشته باشد؟

انسان‌ها گاهی دوست دارند خاطره‌های تلخ، گذشته مزاحم و گذشته‌ای را که مانع و سد راه می‌شود و نمی‌گذارد جامعه جلو برود یا فرد وارد مرحله جدیدی از زندگی شود، کنار بگذارند. این بخش از حافظه کامپیوتر و دیجیتال که تمام گذشته را می‌خواهد نگه دارد، نمی‌خواهد فراموش کند، نمی‌خواهد ببخشد و فرصت جبران و تجدیدنظر بدهد، سال‌هاست به‌عنوان یک مزاحم به نظر آمده و شاید هم این وضعیت ادامه پیدا کند. این جنبه‌ای است که باید دید کامپیوتر و هوش مصنوعی با این مسئله چگونه برخورد خواهند کرد.

نکته دیگر این است که آنچه در اختیار هوش مصنوعی قرار می‌گیرد، در یک کانتکس تاریخی خاص به او ارائه شده و نویسنده‌ای با رویکردی مشخص آن را ساخته است. در حالی که یک رویداد، در عین اینکه یک واقعه و یک گزارش دانسته می‌شود، می‌تواند در کانتکس‌های گوناگون قرار گیرد و رویکردهای متعدد و متنوعی پیدا کند. این قابلیتی است که تا به حال انسان داشته و همچنان می‌تواند داشته باشد. آیا هوش مصنوعی هم می‌تواند یک واقعه را در کانتکس‌هایی قرار دهد که تا به حال مطرح نشده، یا رویکردهایی جز آنچه تاکنون بوده ارائه کند؟ تا به حال چنین چیزی دیده نشده است.