انتشارات زبان علم

حامی کتاب و کتابخوانی / بجنورد ، خراسان شمالی 09015034353

انتشارات زبان علم

حامی کتاب و کتابخوانی / بجنورد ، خراسان شمالی 09015034353

تفکر اقتصادی چراغ پیش‌بینی بازار کتاب است

تفکر اقتصادی چراغ پیش‌بینی بازار کتاب است

رئیس شورای سیاست‌گذاری انتشارات سیمای شرق با بیان اینکه پیش‌بینی فروش کتاب در شرایط کنونی دیگر یک برآورد آماری ساده نیست، معتقد است؛ ناشر باید فعال فرهنگی و مدیر اقتصادی باشد.

امیرعباس تقی‌پور در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، درباره پیش‌بینی فروش کتاب‌های جدید برای عرضه موفق‌تر در بازار، عنوان کرد: پیش‌بینی فروش کتاب همواره یکی از دشوارترین موضوعات در صنعت نشر بوده است؛ زیرا کتاب صرفاً یک کالا نیست، بلکه محصولی فرهنگی، اجتماعی و حتی عاطفی به شمار می‌رود. افزون بر این، شرایط امروزه ایران، پیش‌بینی بازار کتاب را به مراتب پیچیده‌تر کرده است.

وی ادامه داد: سال‌های اخیر با مجموعه‌ای از متغیرهای پیش‌بینی‌ناپذیر روبه‌رو بوده‌ایم؛ از تحریم‌ها و همه‌گیری کرونا گرفته تا تورم‌های مستمر، کاهش قدرت خرید خانوارها و در یک سال گذشته نیز پیامدهای جنگ و افزایش نااطمینانی‌های اجتماعی و اقتصادی.

تقی‌پور، با اشاره به آثار شرایط اخیر و تاثیر آن در روند کار ناشران، گفت: در چنین شرایطی، پیش‌بینی فروش دیگر به معنای «حدس زدن تعداد نسخه‌های قابل فروش» نیست؛ بلکه به معنای مدیریت ریسک سرمایه‌گذاری در بازاری بسیار پُرنوسان است.

وی بر این باور است که امروزه مهم‌ترین سؤال این نیست که «این کتاب چقدر خواهد فروخت؟» بلکه باید پرسید «با چه میزان سرمایه‌گذاری و با چه مدل تولید و عرضه‌ای، احتمال موفقیت این کتاب افزایش پیدا می‌کند؟»

تحلیل سابقه فروش آثار را جدی بگیریم

رئیس شورای سیاست‌گذاری انتشارات سیمای شرق در پاسخ به این پرسش که معیارهای پیش‌بینی دقیق فروش کتاب چیست؟ اظهار کرد: در شرایط فعلی، پیش‌بینی فروش باید بر پایه چند لایه اطلاعاتی انجام شود؛ نخستین معیار شناخت دقیق مخاطب است؛ ناشر باید بداند دقیقاً برای چه گروهی کتاب تولید می‌کند.

تقی‌پور ادامه داد: تحلیل سابقه فروش آثار مشابه نیز اهمیت زیادی دارد؛ تجربه نشان داده است که موضوع، نویسنده، مترجم، قالب ارائه، قیمت و حتی زمان انتشار می‌تواند تأثیر جدی بر میزان فروش کتاب داشته باشد.

وی با طرح این موضوع که بررسی قدرت خرید مخاطبان نیز از دیگر شاخص‌های مهم است، گفت: امروزه دیگر نمی‌توان تنها به علاقه مردم به کتاب توجه کرد؛ بلکه باید توان اقتصادی آنان را نیز در نظر گرفت، هنگامی که بخش بزرگی از درآمد خانوار صرف تأمین نیازهای اولیه می‌شود، طبیعی است که خرید کتاب نیز تحت تأثیر قرار گیرد.

رئیس شورای سیاست‌گذاری انتشارات سیمای شرق ادامه داد: افزایش شدید قیمت مواد غذایی و سایر هزینه‌های زندگی، فشار مضاعفی بر سبد فرهنگی خانوار وارد کرده است و این موضوع مستقیماً بر بازار کتاب اثر می‌گذارد.

وی با اشاره به نقش بازاریابی در صنعت نشر گفت: توان ناشر در معرفی و توزیع کتاب نیز عامل تعیین‌کننده‌ای است. یک کتاب خوب اگر دیده نشود، ممکن است هرگز به فروش مناسب نرسد. امروزه بازاریابی، شبکه‌های اجتماعی، فروش اینترنتی و ارتباط مستقیم با مخاطب، دیگر فعالیتی جانبی نیست؛ بلکه بخشی از فرآیند نشر محسوب می‌شود.

تفکر اقتصادی چراغ پیش‌بینی بازار کتاب است

کنار هم قرار دادن عوامل فرهنگی، اقتصادی و بازار

تقی‌پور، درباره راهکارهای افزایش دقت پیش‌بینی فروش کتاب، توضیح داد: مهم‌ترین تغییری که صنعت نشر، امروزه به آن نیاز دارد، حرکت به سمت نشر مبتنی بر داده و تحلیل است.

وی افزود: ناشر باید پیش از چاپ هر کتاب، یک مطالعه امکان‌سنجی ساده انجام دهد و به پرسش‌هایی مانند اینکه مخاطبان این کتاب چه کسانی هستند، کتاب‌های مشابه چه عملکردی داشته‌اند، قیمت نهایی کتاب با توان خرید مخاطبان تناسب دارد یا خیر، چه میزان سرمایه برای تولید، تبلیغ و توزیع لازم است و آیا امکان فروش مستقیم و ارتباط با مخاطب وجود دارد، پاسخ دهد.

رئیس شورای سیاست‌گذاری انتشارات سیمای شرق ادامه داد: امروزه، چاپ‌های سنگین ریسک زیادی دارند. به همین دلیل، ناشران باید به سمت شمارگان کنترل‌شده، چاپ مرحله‌ای، پیش‌فروش، استفاده از داده‌های فروش آنلاین و آزمون بازار حرکت کنند.

وی ادامه داد: در مجموعه خودمان نیز تلاش کرده‌ایم، مجموعه‌ای از عوامل فرهنگی، اقتصادی و بازار را در کنار یکدیگر قرار دهیم تا تصمیم‌های دقیق‌تری در زمینه تولید و عرضه کتاب اتخاذ شود.

ارزش فرهنگی؛ شرط لازم پیش‌بینی ناشران

رئیس شورای سیاست‌گذاری انتشارات سیمای شرق در پاسخ به این پرسش که چرا پیش‌بینی ناشران از فروش کتاب در بسیاری از موارد محقق نمی‌شود، گفت: بخشی از این موضوع، به ذات بازار کتاب بازمی‌گردد، اما بخش دیگری از آن ناشی از تغییر نکردن مدل ذهنی بسیاری از ناشران است.

وی افزود: گاهی ناشر همچنان با منطق گذشته تصمیم‌گیری می‌کند و تصور دارد اگر کتابی ارزش فرهنگی زیادی داشته باشد، به‌طور حتم فروش خوبی نیز خواهد داشت؛ در حالی که امروزه ارزش فرهنگی شرط لازم است، اما شرط کافی نیست.

تقی‌پور با اشاره به عامل دوم، گفت: «نبود داده‌های جامع و دقیق از بازار کتاب» عامل دوم است. ناشر ایرانی معمولاً اطلاعات کاملی درباره رفتار واقعی مخاطبان، الگوهای خرید و روندهای بازار در اختیار ندارد و همین موضوع، دقت پیش‌بینی‌ها را کاهش می‌دهد.

وی فاصله زمانی میان تصمیم‌گیری تا عرضه کتاب را از دیگر عوامل مؤثر در خطای پیش‌بینی دانست و گفت: ممکن است ناشر امروزه برای چاپ یک کتاب تصمیم بگیرد، اما چند ماه بعد، هنگام انتشار، با شرایط اقتصادی کاملاً متفاوتی روبه‌رو شود و تمام برآوردهای اولیه تغییر کند.

رئیس شورای سیاست‌گذاری انتشارات سیمای شرق، افزایش هزینه‌های تولید را نیز از مهم‌ترین عوامل اثرگذار بر پیش‌بینی فروش عنوان کرد و افزود: هنگامی که هزینه‌هایی مانند کاغذ، چاپ و سایر خدمات وابسته با سرعت زیادی افزایش می‌یابد، حتی یک خطای کوچک در پیش‌بینی می‌تواند سرمایه ناشر را برای مدت طولانی درگیر کند.

وی بیان کرد: افزایش قیمت کاغذ و مواد اولیه چاپ در ماه‌های اخیر، نمونه روشنی از فشارهای اقتصادی واردشده بر صنعت نشر است؛ فشارهایی که برنامه‌ریزی و پیش‌بینی را برای ناشران دشوارتر از گذشته کرده است.

تفکر اقتصادی چراغ پیش‌بینی بازار کتاب است

ناشر باید فعال فرهنگی و مدیر اقتصادی باشد

تقی‌پور، در ادامه، بزرگ‌ترین چالش ناشران را تنها فروش نرفتن کتاب ندانست و اظهار کرد: امروزه مهم‌ترین دغدغه ناشران، تأمین سرمایه برای استمرار چرخه تولید است، در گذشته اگر ناشری در پیش‌بینی فروش دچار اشتباه می‌شد، امکان جبران آن تا حدودی وجود داشت؛ اما امروزه با دو برابر شدن بسیاری از هزینه‌های تولید در بازه‌های زمانی کوتاه، یک تصمیم نادرست، توان تولید آینده ناشر را به شکل محسوسی کاهش می‌دهد.

رئیس شورای سیاست‌گذاری انتشارات سیمای شرق با اشاره به تغییر جایگاه کتاب در سبد هزینه خانوار گفت: کتاب همچنان برای بسیاری از مردم اهمیت دارد، اما در شرایط دشوار اقتصادی، خرید آن معمولاً به تعویق می‌افتد و این مسئله به‌طور مستقیم بر بازار نشر اثر می‌گذارد؛ بنابراین ناشر امروزه باید هم‌زمان یک فعال فرهنگی و یک مدیر اقتصادی باشد؛ زیرا موفقیت در بازار نشر تنها به تولید آثار ارزشمند وابسته نیست، بلکه به مدیریت منابع، شناخت شرایط اقتصادی و تصمیم‌گیری مبتنی بر واقعیت‌های بازار نیز بستگی دارد.

در شرایط کنونی، ناشران چگونه می‌توانند آسیب کمتری ببینند؟

رئیس شورای سیاست‌گذاری انتشارات سیمای شرق همچنین در پاسخ به این پرسش که ناشران در شرایط کنونی چگونه می‌توانند با پیش‌بینی دقیق‌تر، آسیب کمتری متحمل شوند، اظهار کرد: به اعتقاد من، نسخه نجات نشر ایران بر سه اصل مدیریت ریسک، شناخت مخاطب و انعطاف‌پذیری استوار است.

وی افزود: ناشران باید وابستگی خود را به چاپ‌های پرتیراژ و پُرریسک کاهش دهند و پیش از تولید هر اثر، بازار را جدی ارزیابی کنند؛ همچنین ایجاد و توسعه جامعه مخاطبان، گسترش فروش مستقیم و ارتباط دیجیتال با مخاطب، ثبت و تحلیل مستمر داده‌های فروش و تمرکز بر انتخاب دقیق‌تر آثار، به جای افزایش صرف تعداد عناوین، می‌تواند احتمال موفقیت کتاب‌ها را افزایش دهد.

تقی‌پور، با بیان اینکه امروزه دیگر نمی‌توان تنها بر تجربه‌های گذشته تکیه کرد، گفت: تصمیم‌گیری در صنعت نشر باید بر پایه داده، تحلیل و شناخت واقعیت‌های بازار انجام شود. هرچه اطلاعات ناشر از مخاطبان و رفتار بازار دقیق‌تر باشد، احتمال موفقیت سرمایه‌گذاری نیز بیشتر خواهد شد.

وی با تأکید بر جایگاه فرهنگی صنعت نشر گفت: در کنار همه ملاحظات اقتصادی، نباید فراموش کنیم که نشر صرفاً یک صنعت اقتصادی نیست، بلکه سرمایه‌ای فرهنگی برای جامعه به شمار می‌آید، حتی در دشوارترین شرایط اقتصادی نیز جوامع توسعه‌یافته تلاش می‌کنند چراغ کتاب و مطالعه خاموش نشود.

رئیس شورای سیاست‌گذاری انتشارات سیمای شرق با طرح این موضوع که آینده از آنِ ناشرانی است که بتوانند میان رسالت فرهنگی، واقعیت‌های اقتصادی و ابزارهای نوین مدیریت بازار تعادل برقرار کنند، تاکید کرد: ناشرانی که هم نگاه فرهنگی داشته باشند و هم با رویکردی علمی و اقتصادی، بازار را مدیریت کنند.

وی همچنین گفت: در شرایط امروز جامعه، پیش‌بینی فروش کتاب دیگر یک فعالیت آماری ساده نیست؛ بلکه بخشی از مدیریت بقا و توسعه نشر است و در این میان ناشری موفق خواهد بود که هم مخاطب را بشناسد، هم اقتصاد را بفهمد و هم برای تغییرات غیرمنتظره آماده باشد.


کتاب در حاشیه مدیریت شهری؛ روایت ۲۲ استان از یک غفلت فرهنگی

کتاب در حاشیه مدیریت شهری؛ روایت ۲۲ استان از یک غفلت فرهنگی

بررسی عملکرد شوراها و شهرداری‌های ۲۲ استان کشور نشان می‌دهد که با وجود پیشینه فرهنگی بسیاری از شهرها، کتاب هنوز جایگاه شایسته‌ای در سیاست‌گذاری‌های مدیریت شهری ندارد. این گزارش، تصویری از فاصله میان ظرفیت‌های فرهنگی شهرها و عملکرد مدیریت شهری در توسعه فرهنگ مطالعه ارائه می‌دهد.

سرویس استان‌های خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): کتاب و کتاب‌خوانی یکی از مهم‌ترین شاخص‌های توسعه فرهنگی هر جامعه است و مدیریت شهری می‌تواند با برنامه‌ریزی، توسعه زیرساخت‌های فرهنگی و حمایت از نویسندگان، ناشران و کتاب‌فروشان، نقش مهمی در گسترش فرهنگ مطالعه داشته باشد. با این حال، بررسی عملکرد شوراها و شهرداری‌های ۲۲ استان کشور نشان می‌دهد کتاب هنوز در بسیاری از شهرها جایگاه پررنگی در سیاست‌گذاری‌های مدیریت شهری ندارد.

هرچند در برخی شهرها اقداماتی مانند حمایت از چاپ کتاب، ایجاد کتابخانه‌های مشارکتی، اجرای پویش‌های کتاب‌خوانی و برگزاری رویدادهای فرهنگی انجام شده، اما این اقدامات اغلب مقطعی بوده و کمتر در قالب برنامه‌های پایدار دنبال شده‌اند. در ادامه، مروری بر عملکرد مدیریت شهری در ۲۲ استان، تصویری از مهم‌ترین اقدامات، چالش‌ها و ظرفیت‌های حوزه کتاب و کتاب‌خوانی ارائه می‌دهد.

سهم ناچیز کتاب در مدیریت شهری اردبیل

شهری که پیشینه کتابخانه‌داری آن به قرن هشتم هجری و تأسیس کتابخانه شیخ صدرالدین موسی در جوار آرامگاه شیخ صفی‌الدین اردبیلی بازمی‌گردد، امروز در مدیریت شهری سهم پررنگی برای کتاب و کتاب‌خوانی ندارد. بررسی عملکرد شورای شهر نشان می‌دهد تاکنون هیچ طرح یا مصوبه‌ای در حوزه کتاب و کتاب‌خوانی در این شورا مطرح یا تصویب نشده و به گفته اعضای شورا، ارائه طرح در این حوزه بر عهده شهرداری است. شهرداری اردبیل نیز با تأکید بر نبود بودجه مستقل برای حوزه کتاب، از ایجاد سه کتابخانه مشارکتی در فرهنگسراهای فجر، انقلاب و چالدران، اجرای پویش نذر کتاب، رونمایی از آثار نویسندگان بومی، نصب بیلبوردهای ترویجی، پاتوق کتاب، اهدای کتاب و چاپ کتاب‌های آموزش فرهنگ شهروندی به عنوان مهم‌ترین اقدامات خود یاد می‌کند. با این حال، فعالان فرهنگی این برنامه‌ها را متناسب با پیشینه فرهنگی اردبیل نمی‌دانند و معتقدند مدیریت شهری با وجود وظایف قانونی خود، هنوز نقش مؤثری در سیاست‌گذاری و حمایت بلندمدت از کتاب و کتاب‌خوانی ایفا نکرده است.

۸ مصوبه برای کتاب؛ سهم اصفهان از کتاب‌خوانی

اصفهان، شهری که قرن‌هاست با عنوان نصف جهان یکی از مهم‌ترین کانون‌های فرهنگ، هنر و تمدن ایران شناخته می‌شود، در چهار سال فعالیت شورای ششم تنها هشت مصوبه در حوزه کتاب داشته است. این مصوبات عمدتاً به حمایت از چاپ ۵۷ عنوان کتاب و اهدای یک‌هزار و ۵۱۰ جلد کتاب محدود بوده و برخلاف انتظار، مصوبه شاخصی برای توسعه زیرساخت‌های کتاب‌خوانی در آن دیده نمی‌شود. این در حالی است که تعداد مصوبات حوزه کتاب نسبت به دوره پنجم شورای شهر نیز کاهش یافته است.

علی صالحی، مدیر کمیسیون فرهنگی شورای شهر اصفهان، پرهیز از رقابت با ناشران خصوصی و تمرکز بر حمایت از آثار فاخر و فعالیت‌های ترویجی را رویکرد مدیریت شهری عنوان می‌کند، اما کارشناسان معتقدند شورای شهر باید به جای تمرکز بر تصویب چاپ کتاب‌های معمول، به سیاست‌گذاری‌های بلندمدت، حمایت از انتشار آثار مرجع و توسعه زیرساخت‌های کتاب‌خوانی و تربیت نیروهای فرهنگی توجه بیشتری داشته باشد.

اولویت پروژه‌های عمرانی بر برنامه‌های فرهنگی در کرج

کرج، کلان‌شهری با جمعیت جوان و ظرفیت‌های دانشگاهی، در سال‌های اخیر تلاش کرده کتاب را بیش از گذشته به فضای عمومی شهر بیاورد. رئیس کمیسیون فرهنگی شورای شهر کرج از اقداماتی مانند نام‌گذاری بلوار کتاب، ایجاد قفسه‌های کتاب در ایستگاه‌های اتوبوس، راه‌اندازی سراهای مطالعه و عضویت کرج در دبیرخانه پایتخت کتاب ایران به‌عنوان مهم‌ترین برنامه‌های مدیریت شهری برای ترویج کتاب‌خوانی یاد می‌کند و این اقدامات را آغاز مسیری برای توسعه فرهنگ مطالعه می‌داند. با این حال، فعالان فرهنگی این برنامه‌ها را ناکافی و عمدتاً نمادین ارزیابی کرده و معتقدند مدیریت شهری هنوز از ظرفیت ناشران، نویسندگان، کافه‌کتاب‌ها و مراکز فرهنگی مستقل به‌درستی بهره نگرفته است. به باور آنان، نبود برنامه‌ریزی بلندمدت، تخصیص نیافتن بودجه هدفمند و اولویت یافتن پروژه‌های عمرانی بر برنامه‌های فرهنگی، از مهم‌ترین موانع ایفای نقش مؤثر مدیریت شهری در توسعه فرهنگ کتاب و کتاب‌خوانی در کرج است.

۱۰ درصد مصوبات شورای شهر بوشهر سهم فرهنگ است

بوشهر با وجود شهرت به خاستگاه نویسندگان و روایتگران نام‌آشنای جنوب، در حوزه کتاب و کتاب‌خوانی با چالش‌های جدی روبه‌روست و آخرین آمارهای سرانه مطالعه نیز جایگاه قابل قبولی برای این استان نشان نمی‌دهد. بررسی مصوبات یک‌سال اخیر شورای شهر بوشهر نشان می‌دهد از ۸۶ مصوبه، تنها حدود ۱۰ درصد به حوزه فرهنگ اختصاص یافته است؛ مصوباتی که راه‌اندازی کتابخانه سیار، ایجاد کتابخانه‌های مشارکتی، تجهیز کتابخانه‌ها، خرید کتاب از نویسندگان بومی، برگزاری همایش کتاب برگزیده بوشهرشناسی و ساخت سردیس مفاخر ادبی را دربر می‌گیرد.

با این حال، مهم‌ترین طرح این حوزه یعنی کتابخانه سیار به دلیل کمبود اعتبار شهرداری اجرایی نشد و کتابخانه شهرک نیایش نیز همچنان در انتظار اجراست. فعالان فرهنگی معتقدند با وجود ظرفیت‌های ادبی بوشهر، سهم کتاب در سیاست‌گذاری‌های مدیریت شهری همچنان اندک است و نبود برنامه‌ریزی منسجم، کم‌رنگ بودن حضور کتاب و مفاخر ادبی در سیمای شهر و اجرا نشدن بخشی از مصوبات، موجب شده این ظرفیت فرهنگی به توسعه پایدار کتاب و کتاب‌خوانی در بوشهر منجر نشود.

۱۱ مصوبه برای کتاب در کارنامه شورای شهر بجنورد

بجنورد، با وجود پیشینه غنی در ادبیات شفاهی و نوشتاری و کتاب‌فروشی قدیمی پیام دانش فردوسی که سال‌ها پاتوق اهالی فرهنگ و ادبیات بوده است، امروز کتاب را کمتر در اولویت سیاست‌های مدیریت شهری می‌بیند. بررسی کارنامه یک‌ساله شورای شهر بجنورد نشان می‌دهد از حدود ۴۰۰ مصوبه، تنها ۱۱ مصوبه به حوزه کتاب اختصاص یافته؛ آماری که از جایگاه کم‌رنگ فرهنگ مکتوب در تصمیم‌های مدیریت شهری حکایت دارد. همچنین رئیس کمیسیون فرهنگی شورای شهر نیز به پرسش‌های ایبنا درباره عملکرد شورا در این حوزه پاسخی نداده است.

فعالان فرهنگی و اجتماعی معتقدند مدیریت شهری برنامه‌ای پایدار برای توسعه کتاب‌خوانی ندارد و حمایت از نویسندگان، ایجاد کتابخانه‌های محلی، اختصاص بودجه ثابت به حوزه کتاب و تدوین سند فرهنگی با محوریت مطالعه، همچنان مغفول مانده است. به باور آنان، غلبه برنامه‌های مناسبتی و تبلیغاتی بر سیاست‌های فرهنگی، کتاب را به حاشیه تصمیم‌گیری‌های مدیریت شهری بجنورد رانده است.

کتاب در شورای ششم مشهد همچنان بی‌مصوبه ماند

خراسان رضوی، زادگاه فردوسی و خاستگاه چهره‌هایی چون ملک‌الشعرای بهار، مهدی اخوان ثالث و محمدرضا شفیعی کدکنی، همواره یکی از مهم‌ترین کانون‌های فرهنگ و ادب فارسی بوده است؛ با این حال، بررسی عملکرد شورای اسلامی شهر مشهد نشان می‌دهد این پیشینه ارزشمند در سیاست‌گذاری‌های مدیریت شهری بازتاب متناسبی نداشته است. در دوره ششم شورای شهر، مصوبه مستقلی در حوزه کتاب و کتاب‌خوانی به تصویب نرسیده و عمده اقدامات بر اجرای آیین‌نامه مشوق‌های کتاب و کتاب‌خوانی مصوب دوره پنجم متمرکز بوده است. این حمایت‌ها شامل اختصاص فضا به کتاب‌فروشان، تسهیل فعالیت کافه‌کتاب‌ها، ارائه برخی معافیت‌ها و استفاده از کتاب به‌عنوان هدیه فرهنگی بوده است.

با این حال، کارشناسان معتقدند مدیریت شهری در توسعه فرهنگ مطالعه موفق عمل نکرده است. کمرنگ شدن نمایشگاه بین‌المللی کتاب مشهد، محدود شدن فعالیت بازار کتاب گلستان و کاهش رویدادهای کتاب‌محور سبب شده بخش مهمی از ترویج کتاب‌خوانی بر عهده کافه‌کتاب‌ها، مجموعه‌های مردمی و بخش خصوصی قرار گیرد؛ موضوعی که نشان‌دهنده کاهش نقش مدیریت شهری در هدایت و حمایت از فعالیت‌های فرهنگی است.

۱۰ مصوبه کتاب در پنج سال؛ سهم بیرجند از کتاب‌خوانی

بیرجند؛ شهری که هویت فرهنگی آن با کتابخانه استاد سعیدی، قدیمی‌ترین کتابخانه شهر، گره خورده، امروز سهم اندکی برای کتاب در مدیریت شهری قائل است. بررسی ایبنا نشان می‌دهد شورای شهر در پنج سال گذشته تنها حدود ۱۰ مصوبه، عمدتاً محدود و مقطعی، در حوزه کتاب داشته است. حجت‌الاسلام عبدالرزاق‌نژاد، رئیس کمیسیون فرهنگی شورای شهر، مهم‌ترین مانع توسعه کتابخوانی را نبود مطالبه‌گری مردم و فعالان فرهنگی می‌داند و می‌گوید شورا در صورت ارائه پیشنهادها آمادگی تصویب طرح‌های جدید را دارد.

با این حال، طرح‌هایی مانند باکس‌های کتاب در پارک‌ها و ایستگاه‌های اتوبوس نیز نیمه‌تمام مانده‌اند. با وجود پیشینه فرهنگی بیرجند، کمبود مصوبات اثرگذار، اجرای ناقص طرح‌ها و کمرنگ بودن کتاب در فضای شهری نشان می‌دهد کتاب هنوز به اولویت مدیریت شهری تبدیل نشده است.

اهواز؛ نخستین پایتخت کتاب ایران، بدون مصوبه کتاب

خوزستان با پیشینه تاریخی و فرهنگی غنی و برخورداری از تنوع قومی، از مهم‌ترین مراکز فرهنگی کشور به شمار می‌رود. شهر اهواز نیز در سال ۱۳۹۴ با اجرای طرح‌هایی نوآورانه عنوان نخستین پایتخت کتاب ایران را کسب کرد؛ طرح‌هایی مانند بوستان کتاب، اتوبوس کتابخانه، گنجینه کتاب و شهر کتاب که امید می‌رفت الگویی برای توسعه فرهنگ مطالعه باشند. با این حال، بررسی وضعیت کنونی نشان می‌دهد بخش قابل توجهی از این برنامه‌ها هرگز به مرحله اجرا نرسیده یا تداوم نیافته‌اند. همچنین شورای اسلامی شهر اهواز در سال‌های ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ هیچ مصوبه‌ای در حوزه کتاب و کتاب‌خوانی نداشته است.

اگرچه مسئولان شهری، نبود متولی مشخص و ارائه نشدن طرح‌های پیشنهادی را از دلایل این وضعیت عنوان می‌کنند، اما کارشناسان، ضعف برنامه‌ریزی فرهنگی، تعامل محدود با نهادهای مرتبط و حمایت ناکافی از ظرفیت‌هایی مانند کتاب‌فروشی‌ها و کافه‌کتاب‌ها را از عوامل اصلی فاصله گرفتن اهواز از جایگاه پیشین خود در حوزه ترویج کتاب‌خوانی می‌دانند.

مدیریت شهری زنجان و برنامه‌های کم‌اثر کتاب‌محور

بررسی عملکرد مدیریت شهری زنجان نشان می‌دهد که با وجود تأکید بر اهمیت کتاب و کتابخوانی، برنامه‌های کتاب‌محور شورا و شهرداری در سال‌های اخیر اثرگذاری قابل توجهی نداشته و بیش از آنکه مبتنی بر سیاست‌گذاری عملی باشد در حد پیشنهاد و توصیه باقی مانده است. در این گزارش، اصغر حاجی‌علی‌اکبری، مدرس دانشگاه و فعال فرهنگی، نقش مدیریت شهری را در چهار حوزه سیاست‌گذاری، زیرساخت، اجرا و مشارکت اجتماعی کلیدی می‌داند و بر توسعه کتابخانه‌ها، عدالت فرهنگی و پیوند کتاب با زندگی شهری تأکید می‌کند. علی‌محمد بیانی، مدیر انتشارات آیدین خزر، نیز با اشاره به کاهش کتابفروشی‌ها، افت سرانه مطالعه و حذف کتاب از سبد خانوار، نبود شفافیت در میزان و نحوه هزینه‌کرد بودجه‌های فرهنگی را از مهم‌ترین چالش‌ها می‌داند و خواستار حمایت عملی از نشر، کتابفروشی‌ها و زیرساخت‌های کتاب است.

در همین راستا، محمدعلی خامه‌پرست، داستان‌نویس زنجانی، معتقد است اقدامات انجام‌شده با استانداردهای مطلوب فاصله دارد و بر تدوین سند جامع توسعه کتابخوانی، ایجاد کتابخانه‌های محله‌ای، فضاهای شهری کتاب‌محور، بهره‌گیری از فناوری‌های نوین و اجرای برنامه‌های مستمر تأکید می‌کند. جمع‌بندی گزارش نشان می‌دهد که مدیریت شهری زنجان برای تبدیل کتاب به بخشی از زیست فرهنگی شهر، بیش از هر چیز به برنامه‌ای منسجم، بودجه‌ای شفاف و رویکردی پایدار نیاز دارد.

سمنان و فاصله با یک شهر کتاب‌خوان

سمنان، شهری با پیشینه فرهنگی و هویتی شناخته‌شده که در سال ۱۴۰۲ عنوان پایتخت کتاب ایران را به دست آورد، همچنان در معرض این پرسش است که این عنوان تا چه اندازه به برنامه‌های پایدار مدیریت شهری تبدیل شده است. بررسی عملکرد شورای شهر نشان می‌دهد در کنار برخی اقدامات قابل توجه، هنوز فاصله محسوسی میان این عنوان و سیاست‌گذاری‌های اثرگذار در حوزه ترویج کتاب‌خوانی وجود دارد. در این گزارش، ابتدا با محمدجواد حافظی رئیس کمیسیون فرهنگی شورای اسلامی شهر سمنان گفت‌وگو شده است. او از حمایت شورا از چاپ و رونمایی چند کتاب، برگزاری رویدادهای فرهنگی از جمله برنامه‌های مرتبط با شاهنامه، حمایت از مؤلفان بومی، چاپ کتابک‌های شهدای سمنان، تأسیس مرکز پژوهش‌های شورا و اختصاص حداقل نیم درصد بودجه سازمان‌های شهرداری به پژوهش خبر می‌دهد. همچنین به کتابخانه رنگین‌کمان به‌عنوان نخستین کتابخانه تخصصی کودک و نوجوان کشور اشاره می‌کند و توسعه این الگو در محلات را از برنامه‌های مدیریت شهری می‌داند.

در ادامه، هانی رستگاران پژوهشگر فرهنگ عامه با وجود مثبت ارزیابی کردن این اقدامات، معتقد است مدیریت شهری هنوز نتوانسته از ظرفیت عنوان پایتخت کتاب ایران برای شکل‌دادن به یک جریان پایدار کتاب‌خوانی استفاده کند. به گفته او، برنامه‌های کتاب‌محور هنوز به سطح محلات و مشارکت اجتماعی نرسیده و میان پژوهش، سیاست‌گذاری و اجرای برنامه‌ها نیز پیوند مؤثری وجود ندارد؛ به همین دلیل بسیاری از اقدامات در حد حمایت‌های مقطعی باقی مانده‌اند.

شیراز؛ شهر حافظ و سعدی بدون کتابخانه مرکزی

شیراز، شهر حافظ و سعدی و یکی از مهم‌ترین پایتخت‌های ادبی و فرهنگی ایران، با وجود این پیشینه درخشان، همچنان از داشتن کتابخانه مرکزی محروم است؛ موضوعی که به نمادی از فاصله میان هویت فرهنگی شهر و عملکرد مدیریت شهری تبدیل شده است. این گزارش نشان می‌دهد بخش عمده مصوبات و برنامه‌های شورای شهر در حوزه کتاب و کتابخوانی در سال ۱۴۰۴ به مرحله اجرا نرسیده و بیش از ۶۰ درصد آنها بلاتکلیف مانده‌اند. همچنین سهم حوزه کتاب از بودجه فرهنگی شهرداری از ۱۲ درصد در سال ۱۴۰۲ به ۸ درصد در سال ۱۴۰۴ کاهش یافته که بیانگر تنزل جایگاه کتاب در سیاست‌گذاری فرهنگی مدیریت شهری است.

گزارش، اجرا نشدن پروژه کتابخانه مرکزی، بی‌توجهی به ظرفیت نویسندگان و فعالان فرهنگی و فاصله میان شعارهای فرهنگی و عملکرد اجرایی را از مهم‌ترین انتقادها به شورای شهر و شهرداری شیراز می‌داند. در مقابل، احداث کتابخانه بزرگ شرق شیراز با پیشرفت فیزیکی ۹۰ درصد و وعده شهردار برای افزایش ۴۰ درصدی زیربنای کتابخانه‌های عمومی از طریق ساخت ۱۵ کتابخانه، از معدود اقدامات مثبت مدیریت شهری ارزیابی شده است. جمع‌بندی گزارش بر این نکته تأکید دارد که بازگشت شیراز به جایگاه شایسته خود در عرصه کتاب و کتابخوانی، مستلزم اجرای کامل مصوبات، تکمیل پروژه‌های زیرساختی، تخصیص هدفمند منابع و تعامل مستمر با جامعه فرهنگی و نویسندگان است.

کتابخانه‌های محله‌ای؛ مطالبه فراموش‌شده قزوین

قزوین با پیشینه‌ای غنی در حوزه فرهنگ، تاریخ و اندیشه و برخورداری از ظرفیت‌های قابل توجه علمی و ادبی، این توان را دارد که کتاب را به یکی از مؤلفه‌های هویت شهری خود تبدیل کند. با این حال، بررسی عملکرد یک‌سال اخیر شورای اسلامی شهر نشان می‌دهد این ظرفیت در سیاست‌گذاری‌های مدیریت شهری بازتاب چندانی نداشته است. طی این مدت تنها یک مصوبه در حوزه کتاب به تصویب رسیده که آن نیز به خرید آثار یک مؤلف اختصاص داشته است. نکته قابل تأمل آنکه با وجود پیگیری‌های انجام‌شده، اعضای شورای شهر حاضر به تشریح عملکرد خود در این حوزه نشده‌اند؛ موضوعی که ابهام درباره جایگاه کتاب در برنامه‌های مدیریت شهری را افزایش می‌دهد.

در مقابل، شیما احمدصفاری، مؤلف و مدرس دانشگاه، معتقد است شورای شهر قزوین به جای سیاست‌گذاری پایدار، به اقدامات نمادین و مناسبتی بسنده کرده و کتاب را از یک «سرمایه راهبردی» به موضوعی حاشیه‌ای تبدیل کرده است. او نبود نگاه فرهنگی در شورا، اولویت یافتن پروژه‌های عمرانی، ضعف مطالبه‌گری و استفاده نکردن از ظرفیت فرهنگسراها، کتابخانه‌ها و فضاهای شهری را از مهم‌ترین دلایل این وضعیت دانست و تأکید کرد که حمایت مستمر از نویسندگان و ناشران، ایجاد کتابخانه‌های محله‌ای و شبکه‌سازی میان نهادهای فرهنگی می‌تواند کتاب را دوباره به متن زندگی شهری قزوین بازگرداند.

قم؛ شهر هزار کتابخانه و چالش فرهنگ مطالعه

قم به واسطه جایگاه دینی، فرهنگی و سابقه دیرینه در نشر و کتاب، همواره یکی از مهم‌ترین مراکز تولید و توزیع کتاب در کشور بوده و از آن با عنوان «شهر هزار کتابخانه» یاد می‌شود. با وجود این ظرفیت ارزشمند، بررسی‌ها نشان می‌دهد دستیابی به فرهنگ فراگیر مطالعه همچنان با چالش‌هایی جدی روبه‌رو است. در سال‌های اخیر، شورای اسلامی شهر اقداماتی همچون حمایت از انتشار آثار فرهنگی، تدوین کتاب کلاس شهر، افزایش اعتبارات کتابخانه‌ها، اجرای برنامه‌های ترویجی و پیگیری احداث کتابخانه جامع را در دستور کار قرار داده است. با این حال، کارشناسان این اقدامات را آغاز یک مسیر می‌دانند و معتقدند برای دستیابی به نتایج پایدار، باید نگاه مدیریت شهری از برنامه‌های مقطعی به سیاست‌های راهبردی تغییر کند.

به باور صاحب‌نظران، کاهش نقش شهرداری در توسعه کتابخانه‌ها، کمبود کتابخانه‌های استاندارد به‌ویژه در مناطق کم‌برخوردار، نبود هماهنگی مؤثر میان شهرداری، اداره‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامی، آموزش‌وپرورش و نهاد کتابخانه‌های عمومی و فقدان یک راهبرد مشترک، از مهم‌ترین موانع توسعه فرهنگ مطالعه در قم است. از این رو، تخصیص بودجه پایدار، توسعه کتابخانه‌های محله‌ای، حمایت از ناشران و کتاب‌فروشان، جلب مشارکت رسانه‌ها و نهادهای مردمی و تبدیل مطالعه به بخشی از سبک زندگی شهروندان، از مهم‌ترین ضرورت‌های پیش روی مدیریت شهری به شمار می‌رود.

کتاب هنوز اولویت رسمی شورای شهر سنندج نیست

سنندج؛ شهری که با پیشینه فرهنگی و ادبی خود عنوان هفتمین پایتخت کتاب ایران را کسب کرده، در یک‌سال گذشته سهم ناچیزی برای کتاب در مصوبات شورای شهر داشته است. بررسی حدود ۳۰ صورتجلسه و مصوبه شورای اسلامی شهر نشان می‌دهد تنها یک مصوبه به حمایت از انتشار یک کتاب کودک اختصاص یافته و هیچ مصوبه‌ای درباره توسعه زیرساخت‌های کتابخوانی، حمایت از نشر بومی یا ایجاد فضاهای مطالعاتی به ثبت نرسیده است.

سیف‌الله رضایی، رئیس کمیسیون فرهنگی شورای شهر سنندج، تأکید می‌کند که نبود مصوبه به معنای نبود فعالیت نیست و از اقداماتی مانند اهدای کتاب، حمایت از نویسندگان بومی، رونمایی کتاب، خرید کتاب و برگزاری پویش‌های کتابخوانی نام می‌برد. با این حال، کارشناسان فرهنگی معتقدند ثبت نشدن این اقدامات در قالب مصوبات، نشان‌دهنده نبود نگاه راهبردی به فرهنگ مکتوب است و تا زمانی که کتاب به یک اولویت رسمی در سیاست‌گذاری شهری تبدیل نشود، ظرفیت‌های فرهنگی سنندج به‌طور کامل به کار گرفته نخواهد شد.

کرمان؛ کتاب هنوز در متن سیاست‌گذاری شهری نیست

کرمان، دیار خواجوی کرمانی و هوشنگ مرادی کرمانی، با وجود پیشینه غنی فرهنگی و ادبی، هنوز سهم اندکی برای کتاب و کتابخوانی در سیاست‌گذاری مدیریت شهری قائل است. این گزارش نشان می‌دهد مصوبات شورای شهر در این حوزه از چند مورد محدود فراتر نرفته و عمدتاً به برگزاری مسابقات کتابخوانی، اختصاص بودجه به کتابخانه ملی و اجرای برنامه‌های نمادینی مانند المان‌های کتاب محدود شده است. در مقابل، طرح‌هایی همچون گذر کتاب، معرفی کتاب و نویسندگان کرمانی در بیلبوردهای شهری، ایجاد غرفه‌های دائمی کتاب در میدان ارگ و توسعه برنامه‌های ترویجی از جمله اقداماتی است که شورای شهر و شهرداری وعده اجرای آن را داده‌اند.

محمود بابایی، رئیس کمیسیون فرهنگی شورای شهر کرمان، از برنامه‌ریزی برای گسترش معرفی کتاب و مفاخر کرمانی در سطح شهر خبر داده و سید مرتضی حسینی، معاون فرهنگی و اجتماعی شهرداری کرمان، با پذیرش کمبود مصوبات کتاب‌محور، وعده افزایش طرح‌های تخفیف کتاب، نمایشگاه‌ها و برنامه‌های ترویجی را داده است. در مقابل، سلمان جهرمی، پژوهشگر حوزه شهری، ضعف مطالبه‌گری عمومی را یکی از دلایل کم‌رنگ بودن جایگاه کتاب در شورای شهر دانسته و بر نقش رسانه‌ها و نهادهای مردمی در تبدیل کتاب به یک مطالبه عمومی تأکید می‌کند. همچنین فرنوش حمیدپور، جامعه‌شناس، معتقد است کتاب نباید به چند نمایشگاه و برنامه نمادین محدود شود، بلکه باید به بخشی از هویت شهری و سیاست‌گذاری بلندمدت تبدیل شود؛ موضوعی که مستلزم حمایت از نویسندگان بومی، ایجاد کافه‌کتاب، ایستگاه‌های مطالعه و تدوین برنامه‌های فرهنگی مشارکتی است.

گرگان و صفر؛ سهم کتاب از ۵۰۰ تصمیم شهری

گرگان، دومین شهر پرجمعیت شمال و شمال‌شرق کشور، در حالی از ظرفیت‌های فرهنگی و ادبی قابل توجهی برخوردار است که بررسی عملکرد شورای شهر نشان می‌دهد کتاب جایگاه چندانی در سیاست‌گذاری مدیریت شهری نداشته است. بررسی حدود ۵۰۰ مصوبه شورا در بازه مورد بررسی، از نبود حتی یک مصوبه مستقیم در حوزه کتاب و کتابخوانی حکایت دارد؛ هرچند شورا در این مدت اقداماتی نمادین مانند حضور در رونمایی کتاب‌ها، نشست با ناشران و کتاب‌فروشان و برنامه‌های هفته کتاب داشته، اما این اقدامات به سیاست‌گذاری یا برنامه‌ای پایدار منجر نشده است.

در مقابل، علی بایزیدی، نویسنده و پژوهشگر گرگانی، با تأکید بر اینکه کتاب از اولویت نهادهای فرهنگی خارج شده، معتقد است شورا باید نگاه خود به عمران شهری را فراتر از ساخت‌وساز تعریف کند و با تدوین برنامه‌ای راهبردی، در ایجاد کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد گرگان، توسعه کتابخانه‌ها در محلات کم‌برخوردار، حمایت از نویسندگان و ناشران بومی، تقویت خانه‌های فرهنگ، خرید آثار مؤلفان محلی و اجرای طرح‌های تشویقی کتابخوانی نقش فعال‌تری ایفا کند. از نگاه او، چنین اقداماتی می‌تواند کتاب را به بخشی از هویت فرهنگی و زندگی روزمره شهر بازگرداند

کتاب، غایب تصمیم‌های فرهنگی رشت

گیلان از دیرباز در شمار استان‌های پیشرو در فرهنگ‌دوستی و کتاب‌خوانی بوده و همواره سرانه مطالعه و شمار ناشران و عناوین کتاب منتشرشده در آن، بالاتر از میانگین کشور گزارش شده است. این پیشینه در رشت با تأسیس نخستین کتابخانه ملی ایران در سال ۱۳۰۶ به ابتکار محمدعلی تربیت و بر روی زمین اهدایی شهرداری، جلوه‌ای ماندگار یافته؛ کتابخانه‌ای که حتی از کتابخانه ملی تهران نیز قدمت بیشتری دارد و به نمادی از هویت فرهنگی گیلان تبدیل شده است. با این حال، بررسی مصوبات دوره ششم شورای شهر رشت نشان می‌دهد که سهم کتاب به چهار مصوبه محدود مانده؛ مصوباتی شامل خرید و حمایت از انتشار کتاب و واگذاری زمینی برای احداث کتابخانه عمومی که در مقایسه با جایگاه تاریخی و فرهنگی این شهر، فاصله‌ای محسوس با سیاست‌گذاری‌های زیرساختی و ترویجی دارد.

فاطمه سعیدی، نویسنده و فعال فرهنگی، با تأکید بر اینکه شوراها باید بخشی از درآمدهای شهرداری را به توسعه فرهنگ کتاب‌خوانی اختصاص دهند، بر ایجاد ایستگاه‌های مطالعه در اتوبوس‌ها، پارک‌ها و پیاده‌راه فرهنگی رشت، استفاده از ظرفیت بیلبوردهای شهری برای معرفی کتاب و نویسندگان بومی و برگزاری نشست‌های منظم با فعالان حوزه نشر تأکید کرد. به باور او، با وجود پیشینه درخشان گیلان در حوزه کتاب و مطالبه جدی اهالی فرهنگ، مدیریت شهری هنوز نتوانسته جایگاه کتاب را متناسب با هویت فرهنگی رشت در فضای شهری و تصمیم‌گیری‌های خود تثبیت کند.

خرم‌آباد هنوز زیرساخت کتاب‌خوانی ندارد

خرم‌آباد با وجود پیشینه فرهنگی و تاریخی، در حوزه سیاست‌گذاری شهری برای کتاب و کتابخوانی عملکرد محدودی داشته است. بررسی‌ها نشان می‌دهد شورای شهر طی یک سال گذشته تنها دو مصوبه برای حمایت از چاپ آثار نویسندگان بومی داشته و هنوز زیرساخت‌هایی مانند کتابخانه و مرکز اسناد وابسته به شهرداری در این شهر وجود ندارد. حمیدرضا صفریان، رئیس کمیسیون فرهنگی شورای شهر خرم‌آباد، با اشاره به تصویب دو مصوبه حمایتی از نویسندگان بومی، این اقدامات را آغاز راه دانست و تأکید کرد شورا آماده دریافت و تصویب طرح‌های کتاب‌محور از سوی شهروندان و نهادهای فرهنگی است.

در مقابل، مریم بیرانوندزاده، معاون پژوهشی جهاد دانشگاهی لرستان و پژوهشگر حوزه شهری، معتقد است مشکل کتابخوانی تنها با اقدامات شهرداری حل نمی‌شود و نیازمند برنامه‌ای جامع، توسعه زیرساخت‌هایی مانند کتابخانه، کافه‌کتاب و پاتوق‌های مطالعه، همکاری میان شهرداری، آموزش‌وپرورش، ارشاد، کتابخانه‌ها و نهادهای مردمی و همچنین حضور فعال دانشگاهیان و پژوهشگران در فرآیند سیاست‌گذاری است. در مجموع، گزارش نشان می‌دهد مهم‌ترین چالش کتابخوانی در خرم‌آباد، کمبود مصوبات اثرگذار، ضعف زیرساخت‌های فرهنگی، نبود برنامه جامع و هماهنگی میان نهادهای فرهنگی و مدیریت شهری است؛ موضوعی که به باور کارشناسان تنها با سیاست‌گذاری بلندمدت، اجرای مستمر مصوبات و مشارکت فعال جامعه فرهنگی و شهروندان قابل جبران خواهد بود.

اراک؛ بدون حتی یک مصوبه برای کتاب

اراک، مرکز استان مرکزی، هنوز نتوانسته جایگاه کتاب و کتابخوانی را در سیاست‌گذاری مدیریت شهری خود تثبیت کند. این گزارش نشان می‌دهد شورای شهر اراک تاکنون هیچ مصوبه مشخصی در حوزه کتاب و کتابخوانی نداشته و اقدامات مدیریت شهری عمدتاً به پرداخت سهم قانونی نیم‌درصد شهرداری به کتابخانه‌های عمومی، برگزاری نمایشگاه‌های کتاب و تعامل با ناشران محدود شده است. پیمان عین‌القضات، رئیس کمیسیون فرهنگی، هنری و ورزشی شورای شهر اراک، با اشاره به این اقدامات، تأکید کرده است که شورا تلاش کرده از ظرفیت‌های قانونی برای حمایت از کتابخانه‌ها و برگزاری برنامه‌های ترویجی استفاده کند، هرچند شورا نقش اجرایی ندارد.

در مقابل، حسین معافی، استاد دانشگاه، معتقد است ضعف سیاست‌گذاری فرهنگی و نبود برنامه‌ای منسجم، مهم‌ترین مانع توسعه کتابخوانی در اراک است و تأکید می‌کند مدیریت شهری باید توسعه کتابخانه‌ها و فرهنگسراها، ایجاد ایستگاه‌های مطالعه، برگزاری رویدادهای کتاب‌محور، حمایت از تولید محتوای بومی و بهره‌گیری از کتاب‌های صوتی و دیجیتال را در اولویت قرار دهد. جمع‌بندی گزارش نیز حاکی از آن است که با وجود برخی اقدامات موردی، توسعه فرهنگ مطالعه در اراک نیازمند مصوبات مشخص، برنامه‌ریزی راهبردی و همکاری مؤثر میان شهرداری، اداره‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامی و نهاد کتابخانه‌های عمومی است.

بندرعباس؛ سهم کتاب از مدیریت شهری همچنان ناچیز

بررسی عملکرد مدیریت شهری بندرعباس نشان می‌دهد چالش‌های حوزه کتاب و کتاب‌خوانی در این شهر تنها به کمبود برنامه‌های فرهنگی محدود نمی‌شود، بلکه بخشی از آن به اجرا نشدن تعهدات و توقف برخی پروژه‌های زیرساختی بازمی‌گردد. در سال‌های اخیر، شورای شهر و شهرداری مصوبه یا برنامه اثرگذاری برای توسعه کتاب‌خوانی نداشته‌اند و برخی تصمیم‌ها نیز روند توسعه زیرساخت‌های فرهنگی را با چالش مواجه کرده است. از جمله این موارد می‌توان به تغییر کاربری کتابخانه شهدای بندرعباس، عمل نشدن به تعهد ساخت کتابخانه جایگزین، بلاتکلیفی حقوقی فرهنگسرای طوبی، توقف پروژه تالار مرکزی و پرداخت نشدن سهم قانونی نیم‌درصد درآمد شهرداری به نهاد کتابخانه‌های عمومی اشاره کرد؛ موضوعاتی که به باور کارشناسان، فرصت‌های توسعه فرهنگی شهر را محدود کرده و بر وضعیت کتابخانه‌ها و فضاهای فرهنگی تأثیر گذاشته است.

کارشناسان همچنین ریشه این وضعیت را در غلبه رویکردهای عمرانی بر برنامه‌های فرهنگی، نگاه کوتاه‌مدت در مدیریت شهری، استفاده محدود از ظرفیت متخصصان حوزه فرهنگ و ضعف مطالبه‌گری عمومی می‌دانند. از نگاه آنان، تشکیل شورای مشورتی با حضور نویسندگان و پژوهشگران، تخصیص سهم مشخصی از بودجه فرهنگی به کتاب و کتاب‌خوانی، حمایت از نویسندگان و کتابخانه‌ها و تقویت رویدادهای فرهنگی، می‌تواند زمینه بازگشت کتاب به اولویت‌های مدیریت شهری و ارتقای فرهنگ عمومی در بندرعباس را فراهم کند.

کتاب در همدان؛ یک مصوبه و چند مطالبه بر زمین مانده

همدان، شهری که نام آن با مفاخری چون بوعلی‌سینا و باباطاهر پیوند خورده است، نیز در حوزه سیاست‌گذاری کتاب عملکردی محدود داشته است. بررسی یک‌سال مصوبات شورای اسلامی شهر نشان می‌دهد تنها یک مصوبه در این حوزه به تصویب رسیده که به انعقاد تفاهم‌نامه با یک انتشارات و تبدیل بنای تاریخی رختشوی‌خانه به کتاب‌فروشی اختصاص دارد. اگرچه مدیریت شهری از اجرای برخی برنامه‌های فرهنگی خارج از چارچوب مصوبات رسمی سخن می‌گوید، اما کارشناسان معتقدند این اقدامات با جایگاه فرهنگی همدان تناسب ندارد. ایجاد ایستگاه‌های مطالعه، حمایت از نویسندگان و نوقلمان، خرید آثار بومی، برگزاری مستمر نمایشگاه‌های کتاب و توسعه فضاهای فرهنگی، از مهم‌ترین مطالباتی است که برای ارتقای جایگاه کتاب در مدیریت شهری همدان مطرح می‌شود.

جای خالی سند کتاب‌خوانی در یزد

یزد، شهر جهانی و یکی از پایتخت‌های پیشین کتاب ایران، با وجود جایگاه فرهنگی خود، هنوز فاقد سند یا برنامه راهبردی مشخص برای توسعه فرهنگ مطالعه است. بررسی عملکرد شورای اسلامی شهر نشان می‌دهد بخش عمده فعالیت‌های کتاب‌محور به برگزاری مسابقات کتاب‌خوانی محدود شده و سیاستی منسجم برای گسترش فرهنگ مطالعه تدوین نشده است.

در مقابل، مدیریت شهری معتقد است حمایت از خرید و چاپ آثار نویسندگان یزدی، تجهیز فرهنگسراها و برگزاری رویدادهای فرهنگی، بخشی از برنامه‌های حمایتی شورا در این حوزه بوده است. با این حال، کارشناسان بر این باورند که مسئله اصلی یزد کمبود برنامه نیست، بلکه نبود جریان‌سازی فرهنگی و ضعف اطلاع‌رسانی مؤثر است. آنان پیشنهاد می‌کنند مدیریت شهری با تشکیل کارگروه‌های تخصصی کتاب، استفاده گسترده‌تر از ظرفیت فضاهای شهری و رسانه‌های محیطی و جلب مشارکت نسل جوان، زمینه تبدیل کتاب به یکی از ارکان زندگی فرهنگی شهر را فراهم کند.

بررسی عملکرد شوراها و شهرداری‌های ۲۲ استان کشور نشان می‌دهد که اگرچه در سال‌های اخیر اقداماتی برای حمایت از کتاب و کتاب‌خوانی انجام شده، اما در بسیاری از شهرها این اقدامات هنوز به سیاست‌هایی پایدار و اثرگذار تبدیل نشده است. کمبود بودجه، نبود برنامه‌های راهبردی، ضعف هماهنگی میان نهادهای فرهنگی و غلبه رویکردهای مقطعی، از مهم‌ترین چالش‌هایی است که در اغلب استان‌ها به چشم می‌خورد. با این حال، تجربه برخی شهرها نشان می‌دهد هرجا مدیریت شهری با برنامه‌ریزی منسجم، تقویت زیرساخت‌های فرهنگی و بهره‌گیری از ظرفیت نویسندگان، ناشران و فعالان فرهنگی وارد عمل شده، زمینه برای گسترش فرهنگ مطالعه نیز فراهم شده است. شاید مهم‌ترین پیام این گزارش آن باشد که کتاب، بیش از اقدامات مناسبتی، به نگاه بلندمدت و سیاست‌گذاری مستمر در مدیریت شهری نیاز دارد.


راز زنگ نقاشی هم لو رفت / چرا بچه ها زنگ نقاشی را دوست دارن



انتشارات زبان علم

حامی کتاب و کتابخوانی

بجنورد

خراسان شمالی


امانت دیجیتال؛ پل میان کتابخانه، ناشر و مخاطب

امانت دیجیتال؛ پل میان کتابخانه، ناشر و مخاطب

ایبنا گزارش می‌دهد؛

امانت دیجیتال؛ پل میان کتابخانه، ناشر و مخاطب

آیا وقت آن رسیده کتابخانه‌ای برای همه ایرانیان داشته باشیم؟

شبکه امانت دیجیتال کتاب، الگوی رایج جهانی، برای دسترسی ارزان و عادلانه به منابع فرهنگی و علمی است؛ اما به گفته مدیرمسئول انتشارات بله، این مدل در ایران هنوز شکل منسجم و ملی پیدا نکرده و تحقق آن نیازمند همکاری دولت، ناشران و نهادهای عمومی است.

سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) _ ساره گودرزی: شبکه امانت دیجیتال کتاب، سال‌هاست در بسیاری از کشورها به یکی از ابزارهای مهم توسعه دسترسی عمومی به کتاب و منابع علمی تبدیل شده است؛ مدلی که در آن کتابخانه‌ها، دانشگاه‌ها، مدارس و نهادهای عمومی با ناشران و پلتفرم‌های دیجیتال همکاری می‌کنند تا مخاطب، فارغ از محل زندگی و توان مالی، بتواند با هزینه‌ای اندک یا حتی رایگان به کتاب دسترسی پیدا کند.

با این حال، این مدل در ایران هنوز به شکل یکپارچه و ملی شکل نگرفته است؛ موضوعی که به گفته آرزو رمضانی، مدیرمسئول انتشارات بله، بیش از آنکه یک مسئله فناورانه باشد، به نبود همکاری ساختاری میان بخش خصوصی و نهادهای عمومی بازمی‌گردد.

امانت دیجیتال؛ ایده‌ای که سال‌هاست در جهان اجرا می‌شود

شبکه امانت دیجیتال کتاب، مفهوم جدیدی در صنعت نشر جهان نیست. سال‌هاست پلتفرم‌های تخصصی در کشورهای مختلف میان ناشران، کتابخانه‌ها، دانشگاه‌ها، مدارس و سازمان‌ها ارتباط برقرار کرده‌اند و امکان دسترسی مخاطبان به کتاب‌های الکترونیکی و صوتی را فراهم می‌کنند.

این پلتفرم‌ها صرفاً ابزارهایی برای عرضه کتاب نیستند؛ بلکه بخشی از زنجیره خدمات سازمانی صنعت نشر به شمار می‌روند. کتابخانه‌ها و مؤسسات آموزشی می‌توانند از طریق آن‌ها مجوز دسترسی به کتاب‌ها را خریداری کنند و کاربران نیز در چارچوب قوانین و محدودیت‌های تعیین‌شده، کتاب مورد نیاز خود را به شکل دیجیتال امانت بگیرند.

آرزو رمضانی، مدیرمسئول انتشارات بله، که با ایده «شبکه امانت دیجیتال» در رویداد ایده‌های برتر فناورانه در صنعت نشر موفق به کسب جایزه شده است، معتقد است ایران در این زمینه از ظرفیت‌های موجود فاصله زیادی دارد.

او می‌گوید: «این حوزه در ایران تا حد زیادی مغفول مانده و هنوز شکل جدی و منسجمی پیدا نکرده است. با اینکه پلتفرم‌های کتاب الکترونیکی سال‌هاست در ایران فعال‌اند، امانت دیجیتال کتاب در کتابخانه‌ها، دانشگاه‌ها و سازمان‌ها هنوز راه نیفتاده است.»

به نظر می‌رسد یکی از مهم‌ترین دلایل شکل نگرفتن چنین شبکه‌ای در ایران، نه فقدان فناوری، بلکه پیچیدگی ساختار مالکیت و مدیریت منابع کتاب باشد. بخش بزرگی از کتابخانه‌ها و مراکز آموزشی کشور دولتی یا وابسته به نهادهای عمومی هستند، در حالی که بخش عمده حقوق انتشار کتاب‌ها در اختیار ناشران خصوصی قرار دارد.

رمضانی در توضیح این وضعیت تأکید می‌کند: «بیشتر دانشگاه‌ها و کتابخانه‌ها در کشور ما دولتی یا وابسته به نهادهای عمومی هستند و شکل‌گیری چنین پلتفرمی بدون هماهنگی و همکاری با دولت ممکن نیست. از طرف دیگر، عمده کتاب‌ها و حقوق انتشار آن‌ها در اختیار ناشران خصوصی است.»

به همین دلیل، راه‌اندازی یک شبکه امانت دیجیتال در مقیاس ملی نیازمند مدلی است که منافع هر دو طرف را تأمین کند؛ از یک سو دولت و نهادهای عمومی باید امکان تأمین مالی و دسترسی عمومی را فراهم کنند و از سوی دیگر، ناشران باید اطمینان داشته باشند که عرضه کتاب در این شبکه به حقوق مادی و معنوی آن‌ها آسیب نمی‌زند.

امانت دیجیتال؛ پل میان کتابخانه، ناشر و مخاطب

دسترسی ارزان‌تر؛ هدف اصلی امانت دیجیتال

یکی از مهم‌ترین کارکردهای شبکه امانت دیجیتال، کاهش هزینه دسترسی به کتاب است. در این مدل، مخاطب الزاماً برای استفاده از یک کتاب نیازمند خرید نسخه آن نیست. کتابخانه یا نهاد عمومی می‌تواند مجوز استفاده از کتاب را تهیه کند و آن را در اختیار اعضا قرار دهد.

در بسیاری از کشورها، کتابخانه‌ها و نهادهای عمومی بخشی از منابع حمایتی خود را به همین منظور اختصاص می‌دهند. به این ترتیب، حمایت از کتاب‌خوانی به جای آنکه صرفاً در قالب توزیع مستقیم کتاب یا یارانه خرید انجام شود، می‌تواند از مسیر ایجاد دسترسی پایدار به منابع محتوایی صورت بگیرد.

رمضانی معتقد است این مدل می‌تواند برای گروه‌هایی مانند دانشجویان، دانش‌آموزان و افرادی که توان خرید کتاب ندارند، اهمیت ویژه‌ای داشته باشد.

او می‌گوید: «در بسیاری از کشورها، یارانه‌ای که قرار است برای دسترسی مردم به کتاب پرداخت شود، از طریق کتابخانه‌ها و پلتفرم‌های امانت دیجیتال در اختیار مخاطب قرار می‌گیرد.»

در چنین مدلی، منابع مالی را دولت، شهرداری‌ها، دانشگاه‌ها یا سایر نهادهای عمومی تأمین می‌کنند و مخاطب با هزینه‌ای بسیار اندک یا حتی رایگان، به کتاب دسترسی پیدا کند.

وقتی ناشر هم از امانت دیجیتال سود می‌برد

شاید یکی از مهم‌ترین پرسش‌ها درباره امانت دیجیتال این باشد که آیا گسترش این مدل به معنای کاهش فروش کتاب و زیان ناشران است؟ تجربه کشورهای دیگر نشان می‌دهد پاسخ لزوماً مثبت نیست. سال‌های ابتدایی شکل‌گیری امانت دیجیتال، برخی ناشران در برابر این مدل نگرانی‌هایی داشتند و تصور می‌کردند عرضه کتاب از مسیر کتابخانه‌ها می‌تواند فروش مستقیم را کاهش دهد. اما به مرور، سازوکارهای حقوقی و اقتصادی این بازار شکل گرفت و ناشران نیز به یکی از بازیگران اصلی آن تبدیل شدند.

رمضانی با اشاره به تجربه جهانی می‌گوید: «نزدیک به دو دهه است که ناشران با این حوزه هماهنگ شده‌اند، در آن سرمایه‌گذاری می‌کنند، قرارداد می‌بندند و بخشی از درآمد خود را از این مسیر به دست می‌آورند.»

به گفته او، این مسئله به‌ویژه در مورد ناشران دانشگاهی و تخصصی اهمیت بیشتری دارد و حتی بخش قابل‌توجهی از فروش برخی از این ناشران از طریق خدمات سازمانی و کتابخانه‌ای انجام می‌شود.

امانت دیجیتال چگونه کار می‌کند؟

مدل مالی و اجرایی امانت دیجیتال می‌تواند شکل‌های مختلفی داشته باشد. در یک مدل، به ازای هر بار امانت گرفتن کتاب، مبلغی به ناشر پرداخت می‌شود. در مدل دیگر، کتابخانه یا سازمان یک مجوز استفاده از کتاب را برای مدت مشخصی خریداری می‌کند.

برای مثال، یک کتابخانه ممکن است مجوز استفاده از یک کتاب را برای دو سال تهیه کند. در برخی مدل‌ها نیز تعداد کاربران هم‌زمان به تعداد مجوزهای خریداری‌شده وابسته است.

اگر یک کتابخانه تنها یک مجوز برای یک عنوان داشته باشد، در هر لحظه فقط یک نفر می‌تواند آن را امانت بگیرد. کاربر بعدی باید تا پایان مدت امانت یا بازگشت مجازی کتاب منتظر بماند. در صورت نیاز فوری نیز همچنان امکان خرید مستقیم کتاب از ناشر یا فروشگاه وجود دارد.

این محدودیت اتفاقاً می‌تواند به حفظ تعادل میان «امانت» و «فروش» کمک کند؛ چراکه امانت دیجیتال لزوماً جایگزین خرید کتاب نیست، بلکه می‌تواند مخاطب را با اثر آشنا کند و در نهایت به فروش نسخه آن نیز منجر شود.

از سوی دیگر، کتابخانه می‌تواند متناسب با میزان تقاضا تعداد بیشتری مجوز خریداری کند. بنابراین، اگر یک کتاب پرمخاطب باشد، امکان دسترسی هم‌زمان تعداد بیشتری از کاربران به آن فراهم خواهد شد.

امانت دیجیتال؛ پل میان کتابخانه، ناشر و مخاطب

کتابخانه‌ای که همیشه به‌روز است

یکی دیگر از مزیت‌های امانت دیجیتال، امکان به‌روزرسانی سریع مجموعه کتابخانه‌هاست. در کتابخانه فیزیکی، تهیه، انتقال، نگهداری و جایگزینی کتاب هزینه و زمان قابل‌توجهی نیاز دارد؛ اما در محیط دیجیتال، اضافه شدن یک عنوان جدید می‌تواند بسیار سریع‌تر اتفاق بیفتد.

این ویژگی برای حوزه کتاب‌های دانشگاهی و تخصصی اهمیت بیشتری دارد؛ حوزه‌ای که سرعت انتشار اطلاعات و تغییر دانش در آن بالاست و کتابخانه‌ها باید بتوانند منابع جدید را در فاصله کوتاهی در اختیار کاربران قرار دهند.

از سوی دیگر، این مدل می‌تواند تولید محتوای تخصصی را نیز تقویت کند. وقتی ناشر بداند یک کتاب تخصصی مخاطب مشخصی دارد و دانشگاه‌ها یا کتابخانه‌ها برای دریافت مجوز آن هزینه پرداخت می‌کنند، انگیزه بیشتری برای سرمایه‌گذاری در تولید و انتشار آثار تخصصی خواهد داشت.

کتابخانه‌ای که براساس نیاز مخاطب خرید می‌کند

امانت دیجیتال همچنین می‌تواند شیوه انتخاب کتاب در کتابخانه‌ها را تغییر دهد. در مدل سنتی، بخشی از خرید کتاب ممکن است بر اساس تشخیص مدیران یا کتابداران انجام شود؛ اما در مدل دیجیتال، رفتار و تقاضای واقعی مخاطب می‌تواند به یکی از معیارهای اصلی خرید تبدیل شود.

رمضانی با اشاره به تجربه برخی کشورها می‌گوید: «در بسیاری از کشورها، اگر اعضای یک کتابخانه کتاب خاصی را درخواست کنند و تعداد درخواست‌ها از حد مشخصی بیشتر شود، کتابخانه مجوز آن کتاب را تهیه می‌کند.»

به این ترتیب، کتابخانه به جای آنکه صرفاً مجموعه‌ای از کتاب‌های موجود را در اختیار مردم قرار دهد، می‌تواند به نهادی پویا تبدیل شود که مجموعه خود را براساس نیاز واقعی جامعه به‌روزرسانی می‌کند.

از روستا تا پایتخت؛ یک شبکه برای همه

شاید مهم‌ترین ظرفیت امانت دیجیتال، کاهش فاصله جغرافیایی میان مخاطب و کتاب باشد. امروز دسترسی به کتاب هنوز تا حد زیادی تحت تأثیر محل زندگی افراد است. در شهرهای بزرگ، کتاب‌فروشی‌ها، دانشگاه‌ها، کتابخانه‌ها و مراکز فرهنگی بیشتری وجود دارد، اما ساکنان مناطق دورافتاده ممکن است برای دسترسی به یک کتاب تخصصی با محدودیت‌های جدی مواجه باشند.

در شبکه امانت دیجیتال، این فاصله می‌تواند تا حد زیادی از میان برداشته شود. فردی که در یک روستا یا شهر کوچک زندگی می‌کند، در صورت دسترسی به اینترنت و برخورداری از عضویت در شبکه، می‌تواند به مجموعه‌ای از کتاب‌ها دسترسی داشته باشد که شاید در کتابخانه یا کتاب‌فروشی محل زندگی او وجود نداشته باشد.

رمضانی درباره این ظرفیت می‌گوید: «کسی که در دورافتاده‌ترین روستا یا شهر زندگی می‌کند و دسترسی مناسبی به کتاب‌فروشی یا کتابخانه ندارد، می‌تواند از طریق این سیستم به کتاب مورد نیازش دسترسی پیدا کند.»

این مسئله برای کتاب‌های تخصصی اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا ممکن است یک عنوان دانشگاهی یا علمی در پلتفرم‌های عمومی کتاب عرضه نشده باشد، اما از طریق یک شبکه تخصصی کتابخانه‌ای قابل دسترسی باشد.

تجربه کتابخانه ملی دیجیتال برای همه شهروندان

در بسیاری از کشورها، کتابخانه‌ها محور اصلی نظام امانت دیجیتال هستند؛ اما برخی کشورها این ایده را در مقیاس ملی دنبال کرده‌اند و تلاش کرده‌اند دسترسی به منابع دیجیتال را به خدمتی عمومی برای همه شهروندان تبدیل کنند.

رمضانی با اشاره به تجربه کشورهایی مانند سنگاپور، از مدلی سخن می‌گوید که در آن دولت، کتابخانه ملی امانت دیجیتال ایجاد کرده و شهروندان می‌توانند با استفاده از شناسه ملی خود به این شبکه دسترسی پیدا کنند.

او معتقد است چنین تجربه‌ای نشان می‌دهد که امانت دیجیتال می‌تواند از سطح یک خدمت محدود کتابخانه‌ای فراتر رود و به بخشی از زیرساخت فرهنگی کشور تبدیل شود؛ زیرساختی که در آن محل زندگی شهروند، مانعی برای دسترسی او به کتاب نباشد.

نقش دانشگاه‌ها، شهرداری‌ها و خیریه‌ها

تأمین مالی چنین شبکه‌ای نیز الزاماً نباید بر دوش یک نهاد خاص باشد. دانشگاه‌ها می‌توانند بخشی از بودجه خرید منابع علمی خود را به تهیه مجوزهای دیجیتال اختصاص دهند. شهرداری‌ها و کتابخانه‌های عمومی نیز می‌توانند در توسعه دسترسی عمومی به کتاب سرمایه‌گذاری کنند.

خیریه‌ها نیز ظرفیت قابل‌توجهی برای ورود به این حوزه دارند. به جای آنکه منابع محدود خود را صرف ارسال تعداد محدودی کتاب فیزیکی به مناطق محروم کنند، می‌توانند بخشی از هزینه خود را برای ایجاد دسترسی دیجیتال به مجموعه‌ای بسیار بزرگ‌تر از کتاب‌ها اختصاص دهند.

رمضانی تأکید می‌کند: «با یک بار ایجاد زیرساخت مناسب، می‌توان هزاران یا حتی میلیون‌ها نفر را به کتاب‌ها و منابع محتوایی متصل کرد.»

امانت دیجیتال؛ پل میان کتابخانه، ناشر و مخاطب

امانت دیجیتال؛ مسیری به سوی عدالت محتوایی

در نهایت، مسئله امانت دیجیتال را نمی‌توان تنها یک موضوع فناورانه یا اقتصادی دانست. پشت این ایده، یک مسئله فرهنگی و اجتماعی مهم قرار دارد: عدالت در دسترسی به محتوا.

اینکه یک دانشجو در یک شهر کوچک بتواند همان کتاب تخصصی را مطالعه کند که دانشجویی در تهران در اختیار دارد، یا دانش‌آموزی در یک منطقه محروم بتواند به منابعی دسترسی داشته باشد که در مدارس برخوردار موجود است، می‌تواند بخشی از شکاف آموزشی و فرهنگی را کاهش دهد.

به اعتقاد رمضانی، «نباید محل زندگی، وضعیت مالی یا فاصله فرد از مراکز بزرگ شهری تعیین کند که او به کتاب و منابع علمی دسترسی داشته باشد یا نه.»

تأثیر چنین سیاستی شاید در کوتاه‌مدت به‌سادگی قابل اندازه‌گیری نباشد، اما در بلندمدت می‌تواند در سطح آموزش، پژوهش، فرهنگ عمومی و حتی تولید دانش کشور آثار خود را نشان دهد.

ضرورت شکل‌گیری یک ائتلاف ملی

ایجاد شبکه امانت دیجیتال در ایران، بیش از آنکه به یک پلتفرم دیگر در بازار کتاب نیاز داشته باشد، به یک مدل همکاری ملی نیاز دارد؛ مدلی که در آن دولت، نهاد کتابخانه‌های عمومی، شهرداری‌ها، دانشگاه‌ها، مدارس، ناشران و تشکل‌های تخصصی صنعت نشر، هرکدام بخشی از مسئولیت را برعهده بگیرند.

رمضانی، معتقد است: «در کشور ما، شکل‌گیری چنین پلتفرمی صرفاً به دست بخش خصوصی و بدون همکاری تشکل‌های تخصصی و نهادهای دولتی ممکن نیست.»

او ابراز امیدواری می‌کند که این همکاری شکل بگیرد و با حمایت دولت و همراهی نهادهای فرهنگی و آموزشی، «یک سرویس عمومی و ملی امانت دیجیتال» ایجاد شود؛ سرویسی که بتواند برای همه شهروندان، در هر نقطه‌ای از کشور، دسترسی ارزان‌تر، عادلانه‌تر و گسترده‌تر به کتاب و منابع محتوایی فراهم کند.

به نظر می‌رسد، اگر چنین شبکه‌ای روزی در مقیاس ملی شکل بگیرد، مسئله فقط دیجیتالی شدن امانت کتاب نخواهد بود؛ بلکه می‌تواند گامی برای تغییر تعریف «کتابخانه» در ایران باشد؛ کتابخانه‌ای که دیگر به یک ساختمان، یک قفسه و یک جغرافیا محدود نیست و می‌تواند برای هر شهروند، در هر نقطه کشور، پنجره‌ای به جهان کتاب و دانش باشد.


کتاب علمی و آغاز پرسش‌های تازه

کتاب علمی و آغاز پرسش‌های تازه

پرنیان فرخ‌نژاد گفت: در کتاب علمی کودک، متن و تصویر را نمی‌توان دو عنصر کاملاً جدا از هم در نظر گرفت. تصویر گاهی بخشی از اطلاعاتی را که متن ارائه می‌کند، تکمیل می‌کند و گاهی حتی چیزی را نشان می‌دهد که متن به‌تنهایی نمی‌تواند به همان وضوح توضیح دهد.

سرویس کودک و نوجوان خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – سایه برین: علم برای کودکان زمانی جذاب می‌شود که از قالب مجموعه‌ای از اطلاعات خشک و پیچیده فاصله بگیرد و به تجربه‌ای برای کشف، پرسش و شگفتی تبدیل شود. کتاب‌های علمی کودک، اگر بتوانند مفاهیم تخصصی را با زبانی روان، تصویری و سرگرم‌کننده روایت کنند، این فرصت را در اختیار مخاطب قرار می‌دهند که جهان اطراف و حتی بدن و ذهن خودش را از زاویه‌ای تازه بشناسد.

مجموعه «دانشنامه مغز؛ چگونه نابغه شویم» با همین رویکرد، کودکان را به دنیای شگفت‌انگیز مغز و حواس پنجگانه می‌برد و مفاهیم علمی را در کنار تصویر، طنز و مثال‌های روزمره ارائه می‌کند. دو جلد «آشنایی با مغز» و «حواس پنجگانه» تلاش دارند به جای آنکه کودک را صرفاً با انبوهی از اطلاعات مواجه کنند، او را به پرسیدن و فکر کردن درباره تجربه‌هایی که هر روز با آن‌ها روبه‌روست، ترغیب کنند.

ترجمه چنین آثاری البته تنها انتقال واژه‌ها و مفاهیم از زبانی به زبان دیگر نیست؛ مترجم باید میان دقت علمی، سادگی زبان، لحن طنزآمیز و هماهنگی متن و تصویر تعادل برقرار کند. پرنیان فرخ‌نژاد، مترجم این مجموعه، در گفت‌وگو با ما از چالش‌های ترجمه کتاب علمی برای کودکان، اهمیت حفظ طنز و لحن اثر، نقش تصویر در انتخاب واژه‌ها و ضرورت پرهیز از ساده‌سازی مفاهیم علمی می‌گوید. او معتقد است کتاب علمی خوب، کتابی نیست که فقط اطلاعات بیشتری به کودک بدهد، بلکه اثری است که پس از بسته‌شدن کتاب، سؤال‌های بیشتری در ذهن او ایجاد کند. متن کامل این مصاحبه را با هم می‌خوانیم.

چه شد که برای ترجمه مجموعه «دانشنامه مغز؛ چگونه نابغه شویم» را انتخاب کردید و چه ویژگی‌ای در این دو جلد «آشنایی با مغز» و «حواس پنجگانه» برایتان جذاب بود؟

آنچه در وهله اول توجهم را به این مجموعه جلب کرد، نگاه متفاوت آن به موضوعی بود که ممکن است در نگاه اول برای کودک پیچیده و حتی کمی خشک به نظر برسد. مغز و حواس پنج‌گانه موضوعاتی علمی‌اند، اما این کتاب‌ها تلاش می‌کنند آن‌ها را از دل پرسش‌های ساده و تجربه‌های روزمره کودک توضیح دهند.

برای من جذاب بود که کودک در این کتاب‌ها فقط با مجموعه‌ای از اطلاعات علمی روبه‌رو نیست؛ بلکه مدام تشویق می‌شود سؤال بپرسد، شک کند، آزمایش کند و حتی به چیزهایی که ظاهراً بدیهی‌اند با دقت بیشتری نگاه کند. مثلاً اینکه آیا واقعاً آنچه می‌بینیم همان چیزی است که در دنیای بیرون وجود دارد؟ یا مغز ما چگونه از اطلاعاتی که چشم و گوش و دیگر حواس دریافت می‌کنند، تصویری از جهان می‌سازد؟

از طرف دیگر، ترکیب متن، تصویر، شوخی و اطلاعات علمی برایم جذاب بود. احساس کردم این مجموعه می‌تواند علم را از حالت «درس خواندن» خارج کند و آن را به تجربه‌ای لذت‌بخش و کنجکاوی‌برانگیز تبدیل کند.

ترجمه کتاب‌های علمی برای کودکان چه تفاوتی با ترجمه یک اثر داستانی یا عمومی دارد؟ در مواجهه با اصطلاحات تخصصی مغز و حواس، چطور تلاش کردید هم دقت علمی حفظ شود و هم متن برای کودک قابل فهم باشد؟

در ترجمه داستان، مترجم بیشتر با شخصیت، فضا، لحن، ریتم و ظرافت‌های روایی سروکار دارد؛ اما در ترجمه علمی، علاوه بر همه این‌ها، مسئولیت انتقال درست اطلاعات را هم بر عهده دارد. یک انتخاب نادرست در ترجمه یک اصطلاح علمی ممکن است فقط لحن جمله را تغییر ندهد، بلکه مفهوم علمی را هم عوض کند.

برای همین در این مجموعه سعی کردم اول مفهوم را دقیق بفهمم و بعد به دنبال طبیعی‌ترین معادل فارسی بگردم. به نظرم در کتاب علمی کودک، استفاده از یک اصطلاح تخصصی به خودی خود ایرادی ندارد؛ مسئله این است که کودک نباید احساس کند وارد یک کتاب دانشگاهی شده است.

گاهی لازم است اصطلاح علمی را حفظ کنیم و با توضیحی کوتاه، آن را برای کودک قابل فهم کنیم و گاهی می‌توان همان مفهوم را با واژه‌ای ساده‌تر منتقل کرد. برای من مهم بود که زبان فارسی، زبان ترجمه‌شده و تحت‌تأثیر ساختار انگلیسی به نظر نرسد.

کتاب علمی و آغاز پرسش‌های تازه

در این کتاب‌ها، مفاهیم علمی گاهی با زبان طنز و شوخی بیان شده‌اند. انتقال این لحن در ترجمه چقدر دشوار بود و آیا در بعضی موارد مجبور شدید برای حفظ فضای طنز، از معادل‌ها یا تعابیر خلاقانه استفاده کنید؟

بله، و شاید همین بخش یکی از جذاب‌ترین و در عین حال دشوارترین قسمت‌های کار بود. طنز معمولاً به زبان، فرهنگ، بازی‌های زبانی و حتی ریتم جمله وابسته است و به همین دلیل نمی‌توان همیشه آن را کلمه‌به‌کلمه ترجمه کرد.

در چنین مواردی سعی کردم به جای اینکه دقیقاً همان جمله را منتقل کنم، کارکرد آن شوخی را در فارسی حفظ کنم. اگر نویسنده در متن اصلی می‌خواهد کودک را بخنداند یا با یک شوخی توجه او را به یک نکته علمی جلب کند، ترجمه هم باید بتواند همان واکنش را ایجاد کند.

بنابراین گاهی لازم بود از تعبیر یا بازی زبانی متفاوتی استفاده کنم که عیناً در متن اصلی وجود نداشت، اما همان حس را منتقل می‌کرد. برای من وفاداری در اینجا فقط وفاداری به کلمات نبود؛ وفاداری به روح و لحن کتاب اهمیت بیشتری داشت.

تصویرسازی در این دو کتاب نقش پررنگی در توضیح بخش‌های مختلف بدن و عملکرد آن‌ها دارد. هنگام ترجمه، ارتباط متن و تصویر چه اهمیتی داشت و آیا مواردی پیش آمد که تصویر روی انتخاب واژه یا نحوه ترجمه شما تأثیر بگذارد؟

در کتاب علمی کودک، متن و تصویر را نمی‌توان دو عنصر کاملاً جدا از هم در نظر گرفت. تصویر گاهی بخشی از اطلاعاتی را که متن ارائه می‌کند، تکمیل می‌کند و گاهی حتی چیزی را نشان می‌دهد که متن به‌تنهایی نمی‌تواند به همان وضوح توضیح دهد.

بنابراین هنگام ترجمه، تصویر برایم یک مرجع مهم بود. اگر در متن به بخشی از مغز، اندام حسی یا فرایندی اشاره می‌شد، باید مطمئن می‌شدم واژه‌ای که انتخاب کرده‌ام با چیزی که کودک در تصویر می‌بیند هماهنگ است.

از طرف دیگر، تصویر به مترجم کمک می‌کند بفهمد نویسنده دقیقاً به چه چیزی اشاره دارد. در کتاب‌های علمی، گاهی یک کلمه کوچک می‌تواند تعیین کند که منظور کدام بخش یا کدام فرایند است. به همین دلیل ترجمه چنین کتابی بدون توجه جدی به تصویر، به نظرم ترجمه کاملی نیست.

یکی از دشواری‌های کتاب‌های علمی کودک این است که نباید اطلاعات بیش از حد ساده یا بیش از حد تخصصی شوند. شما در ترجمه این مجموعه چگونه این تعادل را برقرار کردید؟

به نظرم مهم‌ترین اصل این است که «ساده‌نویسی» را با «ساده‌سازی» اشتباه نگیریم.

کودک می‌تواند مفاهیم پیچیده را بفهمد، به شرطی که آن مفاهیم درست و متناسب با دایره واژگان و تجربه او توضیح داده شوند. بنابراین سعی نکردم اطلاعات علمی کتاب را حذف یا بیش از حد ساده کنم؛ در عوض تلاش کردم زبان انتقال این اطلاعات را ساده، روان و قابل لمس کنم.

برای مثال، وقتی با یک مفهوم علمی پیچیده روبه‌رو می‌شویم، همیشه لازم نیست آن را با یک واژه بسیار ساده جایگزین کنیم. گاهی بهتر است همان اصطلاح را به کودک معرفی کنیم و اجازه بدهیم از طریق توضیح، مثال و تصویر معنایش را کشف کند.

به نظرم یکی از لذت‌های کتاب علمی همین است که کودک با خواندن آن احساس کند چیزی را یاد گرفته که کمی فراتر از دانسته‌های قبلی‌اش بوده است.

کتاب علمی و آغاز پرسش‌های تازه

به نظر شما چنین کتاب‌هایی چطور می‌توانند کنجکاوی کودکان را نسبت به بدن خودشان و موضوعات علمی بیشتر کنند؟ آیا فکر می‌کنید زبان طنز در این زمینه می‌تواند به یادگیری بهتر کمک کند؟

قطعاً. شاید یکی از جذاب‌ترین ویژگی‌های علم این باشد که بخش بزرگی از آن همین حالا در اطراف ما و حتی در بدن خودمان اتفاق می‌افتد.

وقتی کودک می‌فهمد چیزی که هر روز تجربه می‌کند، مثل دیدن، شنیدن، چشیدن یا حتی خواب دیدن، پشتوانه‌ای پیچیده و شگفت‌انگیز در مغز دارد، بدن خودش برایش به یک موضوع کشف‌کردنی تبدیل می‌شود.

طنز هم می‌تواند در این مسیر بسیار مؤثر باشد. شوخی باعث می‌شود کودک احساس نکند در حال خواندن یک متن آموزشی رسمی است. وقتی کودک می‌خندد، تعجب می‌کند یا با یک مثال بامزه غافلگیر می‌شود، احتمال اینکه آن نکته در ذهنش بماند بیشتر است.

به نظرم بهترین کتاب‌های علمی کودک آن‌هایی نیستند که فقط اطلاعات بیشتری به کودک می‌دهند؛ کتاب‌هایی هستند که باعث می‌شوند کودک بعد از بستن کتاب، سؤال‌های بیشتری داشته باشد.

در فرآیند ترجمه این دو جلد، کدام بخش یا مفهوم علمی برای شما چالش‌برانگیزتر بود و بیشتر از بقیه نیاز به دقت و بازبینی داشت؟

بخش‌هایی که به عملکرد مغز و نحوه پردازش اطلاعات حسی مربوط می‌شدند، برای من نیازمند دقت بیشتری بودند؛ به‌خصوص جاهایی که توضیح یک فرایند علمی با زبان بسیار ساده و همراه با شوخی ارائه شده بود.

چالش اصلی این بود که هم اطلاعات دقیق بماند و هم آن سادگی و سرزندگی از بین نرود. گاهی یک جمله در زبان اصلی بسیار کوتاه و ساده است، اما پشت آن یک مفهوم علمی نسبتاً پیچیده قرار دارد. در چنین مواردی باید مطمئن می‌شدم ترجمه، مفهوم را ناخواسته تغییر نمی‌دهد.

به همین دلیل بعضی قسمت‌ها را چند بار بازخوانی کردم و در بازبینی‌ها همزمان دو سؤال را از خودم می‌پرسیدم: «آیا این از نظر علمی درست است؟» و «آیا یک کودک فارسی‌زبان واقعاً این جمله را این‌طور می‌خواند و می‌فهمد؟» به نظرم پاسخ هر دو سؤال باید مثبت باشد.

با توجه به کمبود یا نیاز به آثار علمی جذاب و قابل فهم برای کودکان، فکر می‌کنید انتشار چنین دانشنامه‌هایی چه جایگاهی در بازار کتاب کودک ایران دارد و چه نوع کتاب‌های علمی دیگری برای این گروه سنی ضروری است؟

فکر می‌کنم کتاب علمی کودک در ایران هنوز ظرفیت بسیار زیادی برای رشد دارد. کودکان امروز با حجم عظیمی از اطلاعات در اینترنت و شبکه‌های اجتماعی روبه‌رو هستند، اما «اطلاعات» لزوماً به معنای «دانش» نیست. کتاب‌های علمی خوب می‌توانند به کودک کمک کنند اطلاعات پراکنده را در قالبی دقیق، قابل اعتماد و در عین حال جذاب دنبال کند.

به نظرم بیش از هر چیز به کتاب‌هایی نیاز داریم که علم را از زندگی واقعی کودک جدا نکنند؛ کتاب‌هایی درباره بدن انسان، محیط زیست، جانوران، فضا، فناوری، هوش مصنوعی، علوم زمین و حتی موضوعاتی مثل تغذیه و سلامت، اما با زبان و رویکردی متناسب با کودک.

در عین حال، فکر می‌کنم باید از تولید کتاب‌های علمی‌ای که صرفاً مجموعه‌ای از اطلاعات و واقعیت‌های پراکنده‌اند فاصله بگیریم. کودک امروز بیش از هر چیز به کتاب‌هایی نیاز دارد که او را به پرسیدن و فکر کردن وادار کنند.

برای من، ارزش مجموعه «دانشنامه مغز؛ چگونه نابغه شویم» هم دقیقاً در همین نکته است: این کتاب‌ها فقط درباره مغز و حواس به کودک اطلاعات نمی‌دهند؛ به او کمک می‌کنند نسبت به چیزی که هر روز با آن زندگی می‌کند، یعنی بدن و ذهن خودش، کنجکاوتر شود. و شاید همین کنجکاوی، یکی از مهم‌ترین نقطه‌های شروع برای یادگیری علم باشد.