انتشارات زبان علم

حامی کتاب و کتابخوانی / بجنورد ، خراسان شمالی 09015034353

انتشارات زبان علم

حامی کتاب و کتابخوانی / بجنورد ، خراسان شمالی 09015034353

مدیر انتشارات کیست؟

مدیر انتشارات کیست؟

مدیر انتشارات، بالاترین مقام در موسسه انتشاراتی است و وظیفه او، مانند هر مدیری در هر واحدی دیگر، اداره واحد است.

سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران‌(ایبنا)، عبدالحسین آذرنگ، در کتاب «مبانی نشر کتاب» درباره مفهوم «مدیر انتشارات» آورده است:

مدیر انتشارات بالاترین مقام در موسسه انتشاراتی است و وظیفه او، مانند هر مدیری در هر واحدی دیگر، اداره واحد است، گاه در راس هرم تشکیلات نشر، هیئت‌مدیره قرار می‌گیرد و آن‌ها از میان خود، یا حتی خارج از جمع خود، کسی را به‌عنوان مدیرعامل برمی‌گزینند و بر کار او نظارت می‌کند.

در واحدهای دولتی و وابسته به دولت ممکن است هیئت امنا در راس هرم تشکیلات قرار گرفته باشد و مدیر با رای آن هیئت انتخاب و بر کارش نظارت شود.

در نشر غیردولتی، مدیر ممکن است خود سرمایه‌گذار یا بانی اصلی نشر باشد، یا از جانب سرمایه‌گذاران و سهامداران به مدیریت گماشته شود. در هر حال، در موسسه انتشاراتی بالاترین مقام، مدیر است و تصمیم‌گیری درباره اداره امور انتشارات با اوست.


هوش مصنوعی ابزار یا جایگزین ویراستار و مترجم؟

هوش مصنوعی ابزار یا جایگزین ویراستار و مترجم؟

لرستان- ابزارهای هوش مصنوعی می‌توانند سرعت تولید محتوا را افزایش دهند اما کارشناسان معتقدند خلاقیت، درک فرهنگی و عمق تحلیلی همچنان مختص انسان است.

سرویس استان‌های خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): با رشد شتابان ابزارهای هوش مصنوعی، نقش ویراستاران و مترجمان در آستانه‌ تغییرات بسیاری قرار گرفته است؛ تغییراتی که برخی آن را تهدید و برخی فرصتی تازه برای نشر می‌دانند. صنعت نشر ایران در سال‌های اخیر با چالش‌های جدی همچون گرانی کاغذ، کاهش تیراژ و افت قدرت خرید مخاطبان مواجه بوده و اکنون ظهور فناوری‌های هوشمند بار دیگر این حوزه را وارد مرحله‌ای تازه کرده است.

امروز نرم‌افزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی در بسیاری از کشورها بخشی از روند تولید محتوا را بر عهده دارند؛ از بررسی خطاهای تایپی و نشانه‌گذاری، تا تحلیل سبک و انسجام متن. این ابزارها می‌توانند در چند ثانیه کیفیت اولیه‌ یک متن را بالا ببرند؛ اما پرسش اصلی این است که آیا چنین روندی در ایران نیز به‌زودی فراگیر خواهد شد و تأثیر آن بر مترجمان و ویراستاران چه خواهد بود؟

برای بررسی این موضوع، به سراغ سارا فلاح، پژوهشگر و دکتری زبان و ادبیات فارسی رفتیم. او ورود هوش مصنوعی به فرآیندهای نشر را اجتناب‌ناپذیر می‌داند؛ اما تأکید می‌کند این ورود باید مبتنی بر درک درست و استفاده‌ اصولی باشد.

سارا فلاح در گفت‌وگو با ایبنا بیان کرد: هوش مصنوعی مانند یک دستیار دائمی و خستگی‌ناپذیر عمل می‌کند. می‌تواند غلط‌های تایپی، تکرارها و ناهماهنگی‌های متنی را سریع پیدا کند؛ اما درک ظرافت‌های فرهنگی و زیبایی‌شناختی زبان همچنان نیازمند انسان است. بنابراین تصور جایگزینی کامل مترجمان و ویراستاران، فعلاً واقع‌بینانه نیست.

وی بیان کرد: مشکل از جایی آغاز می‌شود که برخی ناشران برای کاهش هزینه‌ها، کل کار ترجمه یا ویراستاری را به ابزارهای هوش مصنوعی می‌سپارند. نتیجه‌ چنین رویکردی متونی بی‌روح و گاهی دارای خطاهای ظریف؛ اما مهم است. بهترین مدل، استفاده‌ ترکیبی از هوش مصنوعی برای سرعت و انسان برای عمق و کیفیت است.

از سوی دیگر، برخی ناشران تجربه‌ مثبتی از این ابزارها دارند.

سمیرا تاری، مدیرمسئول انتشارات دانای راز، از کاربردهای عملی هوش مصنوعی در پروژه‌های طولانی گفت: این ابزارها کمک می‌کنند کیفیت اولیه‌ متن بالا برود. ویراستار بعد از آن می‌تواند زمان بیشتری روی نثر و ساختار بگذارد. به‌نوعی زمان از کارهای تکراری آزاد می‌شود.

با این حال، وی دغدغه‌هایی نیز بیان می‌کند: حقوق اثر، مالکیت ترجمه و امنیت داده‌ها هنوز چارچوب مشخصی ندارند. بدون قانون‌گذاری روشن، ممکن است استفاده‌ گسترده از هوش مصنوعی به مناقشات جدی میان ناشران، مترجمان و پدیدآورندگان منجر شود.

به گزارش ایبنا؛ صنعت نشر ایران اکنون در نقطه‌ای ایستاده که تصمیم‌گیری‌های امروز، کیفیت خواندن فردا را تعیین خواهد کرد؛ جایی که هم فرصت‌های طلایی در انتظار ناشران است و هم خطرهایی که در صورت بی‌توجهی، می‌تواند ادبیات و زبان فارسی را با چالش‌های جدی مواجه کند. اگر ناشران، مترجمان و ویراستاران بیاموزند که هوش مصنوعی را به‌عنوان ابزار تکمیلی و نه جایگزین به‌کار گیرند، می‌توان از فرصت‌های طلایی این فناوری بهره برد؛ در غیر این صورت، خطر افت کیفیت و یکنواخت‌شدن زبان فارسی جدی خواهد بود. آینده‌ نشر، آینده‌ انتخاب‌های آگاهانه است.


هوش مصنوعی و هنر روایت نویسندگی هوشمند

هوش مصنوعی و هنر روایت نویسندگی هوشمند

مرکزی- در سال‌های اخیر، ابزارهای هوش مصنوعی به یکی از مهم‌ترین دستیاران نویسندگان، پژوهشگران و تولیدکنندگان محتوا تبدیل شده‌اند. این فناوری نه‌تنها سرعت نگارش را افزایش می‌دهد، بلکه می‌تواند در مراحل مختلف خلق یک داستان، از شکل‌گیری ایده اولیه تا ویرایش نهایی، به نویسنده کمک کند.

سرویس استان‌های خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - حسین معافی، مدرس دانشگاه و پژوهشگر هوش مصنوعی در استان مرکزی: بی‌شک هوش مصنوعی جایگزین خلاقیت انسانی نیست، بلکه ابزاری است که می‌تواند فرآیند نویسندگی را آسان‌تر و حرفه‌ای‌تر سازد.

برخی کاربردهای ابزارهای هوش مصنوعی به ویژه چت بات‌هایی مثل چت جی‌پی‌تی،جمینای، گراک، دیپ سیک، کوئن، کوپایلت، کلود، گپ جی‌چی‌تی و ..در داستان‌نویسی و تولید روایت‌ها در این یادداشت تشریح می‌شود.

ایده‌پردازی و یافتن سوژه

یکی از مهم‌ترین چالش‌های نویسندگان، پیدا کردن ایده‌های تازه و جذاب است. هوش مصنوعی می‌تواند با ارائه پیشنهادهای متنوع، به نویسنده در انتخاب موضوع کمک کند. برای مثال می‌توان از آن خواست: چند ایده برای یک داستان تاریخی ارائه کند. سوژه‌هایی درباره فرهنگ و آداب محلی پیشنهاد دهد. طرح‌های داستانی متناسب با یک گروه سنی خاص تولید کند. ایده‌هایی برای پایان‌بندی یا ادامه یک داستان نیمه‌تمام ارائه دهد. به این ترتیب نویسنده با مجموعه‌ای از ایده‌ها روبه‌رو می‌شود و می‌تواند بهترین گزینه را انتخاب و توسعه دهد.

طراحی شخصیت‌ها و فضای داستان

شخصیت‌پردازی از ارکان اصلی داستان‌نویسی است. هوش مصنوعی می‌تواند در طراحی شخصیت‌های داستانی به نویسنده کمک کند؛ مانند: تعیین ویژگی‌های ظاهری و رفتاری شخصیت‌ها. پیشنهاد نام‌های متناسب با زمان و مکان داستان. طراحی پیشینه و زندگی‌نامه شخصیت‌ها. ایجاد تعارض‌ها و انگیزه‌های داستانی. همچنین می‌توان از هوش مصنوعی برای توصیف مکان‌ها، فضاها و صحنه‌های داستان استفاده کرد تا روایت، زنده‌تر و ملموس‌تر شود.

هوش مصنوعی و هنر روایت نویسندگی هوشمند

نگارش و تایپ متن

امروزه بسیاری از ابزارهای هوش مصنوعی قادرند متن‌های طولانی را بر اساس دستورهای نویسنده تولید کنند. نویسنده می‌تواند طرح کلی داستان را ارائه دهد و از هوش مصنوعی بخواهد: مقدمه داستان را بنویسد. گفت‌وگو میان شخصیت‌ها را تولید کند. صحنه‌های مختلف را شرح دهد. متن را به سبک‌های مختلف بازنویسی کند. علاوه بر این، فناوری تبدیل گفتار به نوشتار امکان تایپ صوتی را فراهم کرده است. در این روش نویسنده متن خود را بیان می‌کند و هوش مصنوعی آن را به نوشته تبدیل می‌کند که باعث افزایش سرعت نگارش می‌شود.

ویراستاری و اصلاح متن

یکی از کاربردهای مهم هوش مصنوعی، ویراستاری است. این ابزارها می‌توانند غلط‌های املایی را اصلاح کنند، اشتباهات دستوری را تشخیص دهند، جملات نامفهوم را روان‌تر کنند، تکرارهای اضافی را شناسایی کنند و انسجام متن را افزایش دهند. بنابراین نویسنده می‌تواند پیش از انتشار یا چاپ اثر، متن خود را چندین بار با کمک هوش مصنوعی بازبینی کند.

اعراب‌گذاری و نشانه‌گذاری

در متون فارسی، به‌ویژه متون آموزشی، مذهبی، ادبی و گویش‌های محلی، اعراب‌گذاری اهمیت زیادی دارد. هوش مصنوعی می‌تواند کلمات را اعراب‌گذاری کند، علائم نگارشی مناسب را در متن قرار دهد، تلفظ صحیح واژه‌ها را پیشنهاد دهد، متون محلی و گویشی را با دقت بیشتری آماده انتشار کند. این قابلیت به‌ویژه برای پژوهشگران زبان و نویسندگان آثار بومی بسیار ارزشمند است.

تحقیق و جمع‌آوری اطلاعات

نویسندگان برای نگارش داستان‌های تاریخی، اجتماعی یا علمی به اطلاعات معتبر نیاز دارند. هوش مصنوعی می‌تواند در خلاصه‌سازی منابع طولانی، جمع‌آوری اطلاعات اولیه، معرفی کتاب‌ها و مقالات مرتبط، پاسخ به پرسش‌های پژوهشی، به عنوان یک دستیار تحقیقاتی عمل کند و زمان مورد نیاز برای جست‌وجو را کاهش دهد.

تولید تصویر و محتوای بصری

امروزه ابزارهای هوش مصنوعی قادرند بر اساس توضیحات متنی، تصاویر گوناگونی تولید کنند. نویسندگان می‌توانند چهره شخصیت‌های داستان را طراحی کنند، تصاویر جلد کتاب را تولید کنند، صحنه‌های مهم داستان را به تصویر بکشند، پوسترهای تبلیغاتی برای معرفی کتاب تهیه کنند. این قابلیت به جذاب‌تر شدن آثار و معرفی بهتر آن‌ها کمک می‌کند.

ترجمه و بازنویسی

هوش مصنوعی امکان ترجمه متن به زبان‌های مختلف را فراهم می‌کند. همچنین می‌تواند متن را ساده‌تر یا رسمی‌تر کند، روایت را برای گروه‌های سنی مختلف بازنویسی کند، سبک نگارش را تغییر دهد و خلاصه یا نسخه کامل‌تری از متن تولید کند.

هوش مصنوعی و هنر روایت نویسندگی هوشمند

هوش مصنوعی ابزاری قدرتمند برای نویسندگان و داستان‌پردازان است. این فناوری می‌تواند در ایده‌پردازی، شخصیت‌سازی، نگارش، تایپ، ویراستاری، اعراب‌گذاری، تحقیق، تصویرسازی و ترجمه به نویسنده کمک کند. با این حال خلاقیت، احساس، تجربه و نگاه انسانی همچنان مهم‌ترین عنصر در خلق یک اثر ماندگار هستند و بهترین نتیجه زمانی حاصل می‌شود که نویسنده از هوش مصنوعی به عنوان یک دستیار هوشمند استفاده کند، نه به عنوان جایگزین اندیشه و ذوق هنری خود؛ چرا که هوش انسانی فراتر از هوش مصنوعی است.


۵ کتاب جدید در خراسان شمالی روانه بازار کتاب شد

۵ کتاب جدید در خراسان شمالی روانه بازار کتاب شد

خراسان شمالی- انتشارات زبان علم بجنورد در تازه‌ترین فعالیت‌های نشر خود، پنج کتاب جدید را با موضوعاتی متنوع منتشر کرده که این آثار با تمرکز بر حوزه‌های تربیتی، فرهنگی، آموزشی و معنوی، تلاش می‌کنند پاسخی جامع به نیازهای نسل جوان، خانواده‌ها و جامعه فرهنگی ارائه دهند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در بجنورد، انتشارات زبان علم بجنورد در راستای تقویت ادبیات بومی و پاسخ به نیازهای متنوع نسل امروز، پنج کتاب تازه منتشر کرده است. این آثار با رویکردی تحلیلی و انسانی، موضوعاتی همچون مدیریت مدرسه در شرایط بحران، ترویج فرهنگ نماز، آموزش هوش مصنوعی به کودکان و خاطرات پرشور زیارت کربلا را به تصویر می‌کشند.

حمید خسروی خواجه‌ها مدیر انتشارات زبان علم بجنورد در گفت‌وگویی به تشریح این ۵ کتاب پرداخت.

خسروی گفت: این مجموعه شامل «زیر سایه تخته‌سیاه» به قلم محبوبه بهلولی، کتاب «نقش معلم و مشاور در رونق بخشی به مساجد و نماز» از فاطمه شادکام، «ماجراهای سیاره‌ی همسایه» با مشارکت گروه جهادی دبستان انیمیشنی و «دیو سیاه» نوشته زهرا پورولی و کتاب «معلمان الهام‌بخش، دانش‌آموزان موفق» آثاری با رویکردی متنوع و چندجانبه است که به دغدغه‌های نسل جوان، خانواده‌ها، معلمان و جامعه فرهنگی پاسخ می‌دهند.

۵ کتاب جدید در خراسان شمالی روانه بازار کتاب شد

کتاب «زیر سایه تخته‌سیاه»

خسروی بیان کرد: کتاب «زیر سایه تخته‌سیاه» نوشته محبوبه بهلولی، روایت زنده و انسانی تجربه مدیریت مدرسه‌ای در دل بحران‌های روزگار، به ویژه دوران همه‌گیری کرونا است. این کتاب که در ۵۷ صفحه منتشر شده، تصویری متفاوت از مدرسه ارائه می‌دهد؛ مدرسه‌ای که فراتر از فضای رسمی آموزش، خانه‌ای برای تعامل، شنیدن و رشد انسانی دانش‌آموزان است.

وی افزود: نویسنده با زبان و نثری صمیمی و روان، از گفت‌وگوهای واقعی با نوجوانان، تصمیم‌های دشوار و لحظات پرچالش مدیریتی سخن می‌گوید و در نهایت مدرسه را فضایی می‌بیند که باید انسان‌ها در آن ساخته شوند، نه فقط نمره و آزمون داده شوند.

۵ کتاب جدید در خراسان شمالی روانه بازار کتاب شد

کتاب «نقش معلم و مشاور در رونق بخشی به مساجد و نماز»

وی در ادامه گفت: کتاب «نقش نهادهای تربیتی در گسترش فرهنگ نماز» تألیف فاطمه شادکام، به تحلیل و بررسی نقش حیاتی خانواده، معلمان و مشاوران در تربیت دینی نوجوانان می‌پردازد.

این اثر ۷۶ صفحه‌ای با تلفیقی از رویکردهای دینی، روان‌شناختی و جامعه‌شناختی، چگونگی اثرگذاری الگوسازی والدین و معلمان بر گرایش نوجوانان به نماز و مسجد را به شکلی کاربردی و مستند بیان می‌کند.

خسروی تاکید کرد: نویسنده در این کتاب با اشاره به اهمیت فضای معنوی و فردمحور مسجد، پیشنهاداتی عملی برای ارتقاء فرهنگ نماز در نسل نو ارائه داده است.

۵ کتاب جدید در خراسان شمالی روانه بازار کتاب شد

کتاب «ماجراهای سیاره‌ی همسایه»

وی با بیان اثر سوم گفت: کتاب «ماجراهای سیاره‌ی همسایه» که محصول همکاری گروه جهادی دبستان انیمیشنی است، با نگاهی نوآورانه و داستان‌محور، کودکان را با مفاهیم هوش مصنوعی و ربات‌ها آشنا می‌کند.

این کتاب ۱۶ صفحه‌ای قطع خشتی، با مشارکت معلمان و مدرسان تولید محتوا از استان‌های متعدد کشور و با افزودن کد کیوآر برای دسترسی به انیمیشن، تجربه‌ای تعاملی و جذاب برای مخاطبان خردسال ایجاد کرده است. این اثر نمادی از هم‌افزایی تخصص‌ها برای ارائه آموزش‌های نوین در قالب داستان و تصویر است.

۵ کتاب جدید در خراسان شمالی روانه بازار کتاب شد

کتاب «دیو سیاه»

خسروی به کتاب «دیو سیاه» نوشته زهرا پورولی اشاره و تصریح کرد: این کتاب خاطره‌ای دلنشین و الهام‌بخش از پای پیاده زیارت بارگاه امام حسین (ع) را بازگو می‌کند. این کتاب ۲۴ صفحه‌ای قطع خشتی بزرگ، تصویری زنده از عشق، شجاعت و ایستادگی پدربزرگ نویسنده است که در سه سفر پیاده خود با همراهان به زیارت حضرت مشرف شده است. این اثر همزمان سندی از پیوند عمیق ایمان و تلاش جسمانی برای رسیدن به مقصدی معنوی است که با تصویرگری عسل حسین‌زاده هم‌اکنون در بازار کتاب عرضه می‌شود.

۵ کتاب جدید در خراسان شمالی روانه بازار کتاب شد

کتاب «معلمان الهام‌بخش، دانش‌آموزان موفق»

وی در پایان از کتاب «معلمان الهام‌بخش، دانش‌آموزان موفق» یاد کرد و گفت: این کتاب برای معلمان، مشاوران و دانش آموزان و برای کسانی که خواهان موفقیت هستند به رشته تحریر درآمده است.

خسروی افزود: معلمان الهام بخش و آگاه می توانند دانش آموزان موفقی را تربیت کنند. معلمانی که به قدرت اقدامات مداوم و ساده ایمان دارند و آن را به دانش آموزان می آموزند.

کتاب شامل شش فصل است، چهار فصل اول این کتاب مربوط به معلمان است که باید بدانند و به دانش آموزان آموزش دهند و فصل پنجم و ششم این کتاب مختص دانش آموزان است که قوانین یادگیری را یاد بگیرند و راهکارهای مقابله با استرس و اضطراب امتحان را جهت شرکت در آزمون ها و کنکور به کار ببندند.

این کتاب در ۲۱۸ صفحه در قطع رقعی به قلم قاسم لنگری، طیبه کاظمی و سمیه شاه محمدی نگارش شده است.


دعوا در عصر هوش مصنوعی بر سر ایده‌هاست نه ابزارها

دعوا در عصر هوش مصنوعی بر سر ایده‌هاست نه ابزارها

بهبهانی گفت: هوش مصنوعی می‌تواند ابزاری در خدمت هنرمند باشد. هنرمند می‌تواند ایده‌هایی به هوش مصنوعی بدهد. همان‌طور که روزی ما برای نقاشی از ابزارهای ابتدایی استفاده می‌کردیم و هنوز قلم این وسعت امروزی را نداشت، تکنولوژی کم‌کم به نقاشی کمک کرد.

سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – نگار فیض‌آبادی؛ هوش مصنوعی می‌تواند شعر بگوید، موسیقی بسازد و نقاشی خلق کند اما آیا واقعا می‌فهمد و حس می‌کند چه چیزی آفریده است؟ آیا Ai می‌تواند با درک هنر و زخم‌های انسانی دل مخاطب‌هایش را به دست بیاورد؟ آیا اگر غزلی بسراید که با اشعار حسین منزوی قابل رقابت باشد، باید آن را هنرمندی مولف دانست؟ نسبت هنر و هوش مصنوعی، موضوعی است که با کاوه بهبهانی، مدرس فلسفه و مترجم کتاب «هنر و هوش مصنوعی» گفت‌وگو کردیم. او در مصاحبه‌ای تفصیلی به این سوال‌ها پاسخ داده است که متن آن را در ادامه می‌خوانید.

با توجه به کتاب «هنر و هوش مصنوعی» که ترجمه کردید، اثر هوش مصنوعی را چقدر می‌توانیم هنر بدانیم؟

باید بین هنر انسانی و ماشینی تفکیک قائل شد. وقتی از هنر انسانی حرف می‌زنیم، درباره‌ی مقاصد، نیت‌های انسانی و ناخودآگاه و خودگاه انسان حرف می‌زنیم. تمام این‌ها یعنی حالت‌های ذهنی که حس‌وحالی نسبت به آن داریم.

اگر هنرمند باشم و بخواهم چیزی را نقاشی کنم، قصدی که دارم حس‌وحالی دارد که آن را از حالت‌های ذهنی دیگر جدا می‌کند. قصد داشتن با میل داشتن، با باور داشتن، با ترسیدن و... فرق دارد. این‌ها حالت‌های ذهنی مختلف‌اند.

با استفاده از یک لغت فنی در فلسفه می‌شود گفت این‌ها «کوالیا: کیفیت ذهنی» خاص خودشان را دارند. کوالیا یعنی همین که هر کدام از این حالت‌های ذهنی حس‌وحالی دارند و ما چون انسان هستیم آنها را می‌فهمیم و فرقمان با ماشین، هوش مصنوعی، اندرویدها و ربات‌ها همین است. اما هوش مصنوعی حالت ذهنی انسانی ندارد. یعنی می‌تواند ادای فکر کردن را دربیاورد اما در واقع دارد از الگوریتمها پیروی می‌کند. می‌تواند به واسطه‌ اندرویدها بگوید عاشق شده است. فیلم‌های علمی‌-تخیلی زیادی درباره‌ی همین موضوع وجود دارند اما نمی‌داند عاشق شدن چه حس‌وحالی دارد. آن کوالیا را ندارد، چون ذهن ندارد!

این تفاوت را به استناد چند برهان خیلی مهم در فلسفه‌ی ذهن و منطق مدرن می‌گویم که قابل اثبات است. یکی از معروف‌ترینشان «برهان اتاق چینی» است که جان سرل، فیلسوف، آن را مطرح کرد. او نشان ‌داد که از الگوریتم‌های کامپیوتری یا چیزی که به آن «سینتکس: Syntax» یا نحو می‌گفت، «سمانتیکس: معنا و جهان ذهنی (یا با مسامحه کوالیا)» زاییده نمی‌شود. نقدهای خیلی زیاد و جواب‌های مختلفی داده شد، اما هنوز ما نمی‌توانیم ادعا کنیم که از الگوریتم‌های کامپیوتری چیزی به نام جهان ذهنی خلق می‌شود.

برگردم به سؤال اصلی. ما دو نوع هنر را می‌توانیم تفکیک کنیم، هنر انسانی یعنی هنری که کسانی آگاهانه، از سر مقاصد و با حالت‌های ذهنی خلق کرده‌اند و هنر ماشینی که ماشین‌ها، ربات‌ها و اندرویدها خلق می‌کنند. بنابراین هوش مصنوعی می‌تواند اثر هنری ماشینی خلق کند نه انسانی.

هنرمندی که از هوش مصنوعی استفاده کند، تقلب کرده است؟

نه چرا تقلب؟ هوش مصنوعی می‌تواند ابزاری در خدمت هنرمند باشد. هنرمند می‌تواند ایده‌هایی به هوش مصنوعی بدهد. همان‌طور که روزی ما برای نقاشی از ابزارهای ابتدایی استفاده می‌کردیم و هنوز قلم این وسعت امروزی را نداشت، تکنولوژی کم‌کم به نقاشی کمک کرد.

طیف وسیعی از قلم ‌مو، بوم، رنگ، آبرنگ، گواش و انواع ابزارها در اختیار هنرمند قرار گرفت. اگر کسی جزئیات را خودش اجرا کند، هنرمند پرورده‌تری نسبت به کسی است که از ماشین کمک می‌گیرد. اما اثری را که با ابزار هوش مصنوعی خلق شده است، نباید بیرون از حلقه‌ی هنر دانست.

این موضوع در سینما ملموس‌تر است. تدوینگر فیلم می‌تواند از ابزارهای مدرن استفاده کند. موزیسین می‌تواند میکس، صداگذاری و ترکیب صدا را با تکنولوژی‌های جدید انجام دهد. آنچه در هنر مهم است، ایده‌پردازی است. در تاریخ هنر هم چیزی شبیه به این را داشته‌ایم. مثلا در «کانسپچوال آرت: هنر مفهومی» این ایده مطرح شد که مفهوم، فکر و ایده‌پردازی می‌تواند کار هنری باشد.

اگر ایده‌پردازِ خیلی خوبی باشید، می توانید به‌خوبی از هوش مصنوعی استفاده کنید. ممکن است نقاش خوبی نباشید و نتوانید با قلم ‌مو نقاشی بکشید، اما ایده‌های نابی به هوش مصنوعی لئوناردو بدهید و نقاشی‌های جالبی خلق کند. آیا شما در این اثر نقش دارید؟ بله. آیا به همان اندازه کسی که هم ایده می‌دهد و هم خودش اجرا می‌کند اعتبار می‌گیرید؟ نه. تو داری کار راحت‌تری انجام می‌دهی، اما به هر حال در تألیف آن اثر نقش داری.

دعوا در عصر هوش مصنوعی بر سر ایده‌هاست نه ابزارها

یعنی وقتی با هوش مصنوعی اثر هنری خلق می‌کنیم، اثر دو مولف دارد؟

وقتی می‌گوییم کوبریک با یک فیلمنامه‌نویس دیگر فیلمی را خلق کرده است، یعنی دو مولف آگاه و انسانی وجود دارند. اما اگر من با ابزار لئوناردو یک نقاشی کشیده باشم، مولف واقعی من هستم و لئوناردو ابزار من بوده است. هرچند ابزار بسیار پیچیده‌ای است. هوش مصنوعی حالت ذهنی ندارد و نمی‌تواند به معنای بشری تألیف کند چون «قصد» ندارد.

اما در جهان امروز که سرعت اهمیت زیادی دارد، ممکن است مخاطب یا شرکت‌ها برایشان مهم نباشد که اثر دقیقا چگونه ساخته شده است. شاید فقط خروجی برایشان مهم باشد. این اجحاف در حق هنرمند انسانی نیست؟

فرض کنید من یک نرم‌افزار هوش مصنوعی طراحی کنم که قالب‌های عروضی را یاد بگیرد و بتواند شعر تولید کند. باید به برنامه‌نویسی که این سیستم را آموزش داده است اعتبار داد. حالا با جزئیات ایده می‌دهیم که شعر بگوید. در اینجا تیم مولف وجود دارد: برنامه‌نویس، ترینرهای هوش مصنوعی و کسی که ایده داده است.

ممکن است در آینده حتی هوش مصنوعی خودش را آموزش بدهد و برنامه بنویسد. آن وقت هم باز مسئله پیچیده‌تر می‌شود. اینجا عامل انسانی وجود ندارد. اما اینکه آیا این موضوع به هنرمندان اجحاف می‌کند یا نه، پاسخ این است که تکنولوژی همین کار را می‌کند. وقتی ماشین اختراع شد، کسانی که بار را حمل می‌کردند، کنار رفتند. رشد هوش مصنوعی هم بعدها احتمالا برخی مشاغل را کم‌رنگ یا از دور خارج می‌کند.

اما درباره‌ی هنر باید یک نکته را در نظر گرفت. هنر اصیل و ناب محصول «روان‌زخم» ‌های جمعی بشری است که می‌خواهیم با هنر آن را والایش کنیم. هوش مصنوعی می‌تواند چیزی شبیه آن تولید کند، اما آن تجربه‌ی زیسته انسانی را ندارد.

ذهن انسان برخلاف چیزی که دکارت یا افلاطون تصور می‌کردند، بدنمند است. وقتی اثر هنری از دل تروما بیرون می‌آید، می‌تواند قلب آدم‌های دیگر را لمس کند. می‌شود به هوش مصنوعی طبق تروماها (مثلا درباره‌ی جنگ و...) پرامپت داد ولی به‌هرحال بازهم هنر ماشینی است. مثل تفاوت فرش ماشینی و فرش دستبافت می‌ماند. یکی حاصل کار دست و ذهن انسانی و دیگری محصول فرایند ماشینی است.

خلاقیت در چنین شرایطی چه تفاوتی با تعریف گذشته پیدا می‌کند؟

در ابتدا به نظر می‌رسید هوش مصنوعی نمی‌تواند خلاق باشد، چون در انحصار الگوریتم است. اما نسل‌های جدید نشان داده‌اند که می‌توانند به نوعی خلاق باشند. اینجا باید تعریفمان از خلاقیت را دقیق کنیم.

فرض کنید خلاقیت به معنی پیوند دادن دو ژانر مختلف و خلق چیزی تازه باشد. شما می‌توانید هوش مصنوعی را با دو ژانر آشنا کنید و از آن بخواهید این دو را به شکل بدیعی ترکیب کند. اما خلاقیت هم یک حالت ذهنی است و ما می‌فهمیم خلاق بودن چه حس‌وحالی دارد، اما کامپیوتر این حس را ندارد. البته ممکن است کسی بگوید مهم نتیجه کار است، نه اینکه ماشین چه احساسی دارد. سوال این بود که نکند ماشین انسان باشد؟ اما به نظرم سوال مهم‌تر این است که نکند انسان خودش کم‌کم تبدیل به ماشین شود!

اگر همه‌ کارهای زندگی‌مان را به هوش مصنوعی برون‌سپاری کنیم، کیفیت زندگی‌مان کم می‌شود و خودمان را ماشینیزه می‌کنیم و از جهان انسانی‌مان می‌کاهیم و وارد جهان ماشینی می‌شویم.

من نمی‌گویم باید تکنولوژی را کنار گذاشت. اتفاقا تکنولوژی زندگی را بهتر می‌کند، اما نحوه‌ی استفاده از آن مهم است. برخی‌ها مخالف تکنولوژی‌ها هستند و بعضی‌ها هم از آن استقبال می‌کنند. به نظرم باید جایی میان این دو دیدگاه بایستیم. با تلفن هم می‌شود مزاحم بقیه شد. بنابراین شیوه‌ی استفاده مهم است.

ما هنر را خلق نمی‌کنیم فقط برای اینکه دیگران برایمان کف بزنند. هنر را خلق می‌کنیم چون کیفیت زندگی‌مان را بالا می‌برد. شعر نوشتن، موسیقی ساختن یا نقاشی کردن نوعی برون‌ریزی است. باعث می‌شود خودمان را بهتر بشناسیم و عواطفمان را بهتر درک کنیم. بنابراین حتی اگر ماشین‌ها بتوانند بهتر از ما هنر تولید کنند، نباید خودمان را از این تجربه‌ی انسانی محروم کنیم. اینکه فکر کنیم چون ماشین کاری را بهتر از ما انجام می‌دهد پس از انجامش منصرف شویم، کمالگرایی است و باید از آن پرهیز کنیم. همان‌طور که ما برای قهرمانی دوچرخه سوار نمی‌شویم و اگر کسی بهتر از ما باشد، دوچرخه‌سواری را کنار نمی‌گذاریم.

خطر این است که ربات‌ها ما را رباتیزه کنند. مدرنیته در ابتدا ترسناک است اما باید به قول وبر «مدرنیته تقدیرتان است یا مثل مرد (البته زن و مرد) جلو می‌روید یا آغوش کلیسا باز است» به نظرم باید آسیب‌های تکنولوژی را کم کرد و از امتیازهایش کمک گرفت.

دعوا در عصر هوش مصنوعی بر سر ایده‌هاست نه ابزارها
کاوه بهبهانی، مترجم

با این حساب با وجود هوش مصنوعی تکلیف «مولف» چه می‌شود؟ آیا این مفهوم دچار بحران شده است؟

هوش مصنوعی مفهوم مولف را از چند جهت دچار بحران می‌کند. اگر قبلا یک اثر هنری خلق می‌کردم، مولف آن اثر تمام و کمال متعلق من بودم. اما حالا با کمک هوش مصنوعی، پای برنامه‌نویس، ترینرهای هوش مصنوعی و طراحان سیستم هم وسط می‌آید و جزو حلقه‌ی تالیف به حساب می‌آیند.

این موضوع در سینما واضح‌تر است. حتی پیش از هوش مصنوعی هم فیلم محصول کار یک نفر نبود. کارگردان، فیلمنامه‌نویس، طراح صحنه، طراح لباس، صدابردار و ده‌ها نفر دیگر در تولید فیلم نقش داشتند. حالا تیم هوش مصنوعی هم اضافه شده است. بنابراین ما با نوعی تألیف جمعی‌تر روبه‌رو می‌شویم.

اما همچنان هوش مصنوعی خودش مولف نیست، چون تالیف انسانی وابسته به حالات ذهنی است. اگر بگویم «با» هوش مصنوعی چیزی را خلق کردم یعنی ابزار است ولی وقتی می‌گویم من «و» علی نقاشی کشیدیم، یعنی هر دو مولف هستیم.

پس الزاما بحران ایجاد نکرده است؟

بحران هم دو معنی دارد. زمانی شما به نفع اوضاع بهتر بحرانی را ایجاد می‌کنید، گاهی هم به نفع اوضاع بدتر ایجاد می‌شود. اگر مراقب باشیم، هوش مصنوعی به نفع اوضاع بدتر نیست. استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی می‌تواند به خلق آثار عمیق‌تر و پیچیده‌تر کمک کند. بحران امر سنجشگرانه و نقادانه است و با پیدایش هوش مصنوعی دوباره باید به مفهوم مولف فکر کنیم.

معمولا انسان‌ها بعد از مدتی یاد می‌گیرند چطور با تکنولوژی کار کنند و به شکل درستی از آن استفاده کنند. مثلا درباره شبکه‌های اجتماعی هم همین اتفاق افتاد. کم‌کم فهمیدیم اگر تمام وقت در اسکرول کنیم، کیفیت زندگی‌مان پایین می‌آید. در نهایت انسان یاد می‌گیرد خودش را تنظیم کند. مدرنیته همیشه همین بوده، هم ترسناک و هم اجتناب‌ناپذیر است. تکنولوژی مهمانی است که نمی‌دانیم قرار است چه بلایی سرمان بیاورد اما بالاخره می‌توانیم خطاهایمان را با تفکر نقادانه تصحیح کنیم.

به جای آنکه دچار مغالطه‌ «روزهای خوش گذشته» شویم که فکر می‌کردیم روزهای گذشته طلایی بودند و... باید به این فکر کنیم که آن زمان کیفیت زندگی هم پایین‌تر از امروز بود. مدرنیته تقدیر ما است و باید آن را تاب بیاوریم. هوش مصنوعی هم جزئی از ارکان مدرنیته است.

به نظر شما هوش مصنوعی به گسترش هنر کمک کرده یا تهدیدش می‌کند؟

از یک طرف باعث گسترش کمی هنر می‌شود، چون ابزارها در دسترس‌تر می‌شوند و هر کسی می‌تواند در خانه‌ی خودش چیزی تولید کند. از طرف دیگر، می‌تواند به هنرمندان خلاق کمک کند آثار عمیق‌تر و جذاب‌تری بسازند. مثل یوتیوب که هم ویدیوهای سطحی هم محتوای درجه‌یک علمی و دانشگاهی در سراسر دنیا در آن پیدا می‌شود. هوش مصنوعی هم همین‌طور است. البته از نظر کیفی آثاری را در حوزه‌ موسیقی می‌شنویم که بی‌نقص هستند و همین کامل بودن، گاهی ارزش کار را کم می‌کند چون گاهی نقص -مثل همان ترک‌های وابی سابی- ارزش زیبایی‌شناسی دارد.

چرا به نظر می‌رسد هوش مصنوعی در بعضی شاخه‌های هنری مثل سینما عملکرد بهتری دارد و در جاهایی مثل نقاشی و موسیقی این‌طور نیست؟ با این گزاره موافق هستید؟

اتفاقا در موسیقی عالی است. عوامل انسانی خوبی هستند که دانش و مهارت زیادی دارند و وقتی از هوش مصنوعی استفاده می‌کنند، خروجی‌شان فوق‌العاده است. در نقاشی هم همین‌طور است. کسی که عمرش را صرف شناخت سنت‌های هنری کرده، اگر از هوش مصنوعی استفاده کند، احتمالا خروجی بسیار متفاوتی نسبت به یک کاربر عادی خواهد داشت. در نهایت، دعوا در لیگ ایده‌هاست.

آن کسی از هوش مصنوعی بهتر استفاده می‌کند که ایده‌پرداز بهتری باشد و ایده‌پردازی هم از هیچ‌جا نمی‌آید، بلکه حاصل سال‌ها تلاش، غوطه‌ور شدن در هنر، تجربه و زیستن است. مثال معروفش فرمول بنزن است که ککوله رویای مار را می‌بیند و بعد می‌گوید فرمول بنزن ماری شکل است. شاید کسی فکر کند کشفیات علمی حاصل رویا و... هستند ولی نباید فراموش کرد این رویا مربوط به شیمیدانی است که تمام زندگی‌اش با این موضوعات تلفیق شده است و این رویا برای او معنی دارد نه هر کس دیگری.

پس همچنان عنصر انسانی تعیین‌کننده است؟

بله، دقیقا! هوش مصنوعی ابزار بسیار مهم و قدرتمندی است، اما اینکه این ابزار در نهایت کدام خروجی را تولید کند، بستگی به ذهن انسانی دارد که پشت آن قرار گرفته است. همه‌چیز وابسته به کاربر هوش مصنوعی است که ایده دارد یا نه.