انتشارات زبان علم

حامی کتاب و کتابخوانی / بجنورد ، خراسان شمالی 09015034353

انتشارات زبان علم

حامی کتاب و کتابخوانی / بجنورد ، خراسان شمالی 09015034353

مسیر کودک در جهان دیجیتال

مسیر کودک در جهان دیجیتال

آشنایی کودکان با فناوری از سال‌های نخست زندگی آغاز می‌شود؛ اما چطور می‌توان میان استفاده از صفحه‌نمایش، بازی، خواب و ارتباط با خانواده تعادل برقرار کرد؟

سرویس کودک‌ونوجوان خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)؛ کودک امروز ممکن است پیش از آن‌که نخستین کتابش را ورق بزند، با تلفن همراه و تبلت آشنا شود. تصویرهای متحرک، ویدئوهای کوتاه، بازی‌های دیجیتال و تماس تصویری بخشی از محیطی هستند که کودک در آن بزرگ می‌شود. مسئله دیگر این نیست که آیا فناوری وارد زندگی کودک بشود یا نه؛ مسئله این است که این ورود چگونه اتفاق بیفتد و چه چیزی جای چه چیزی را بگیرد.

سال‌های نخست زندگی دوره‌ای است که عادت‌ها، مهارت‌های ارتباطی و شیوه‌ی تجربه‌ی جهان در حال شکل‌گیری‌اند. کودک در این سن جهان را با لمس کردن، حرکت کردن، تکرار، بازی و رابطه با آدم‌های دیگر می‌شناسد. به همین دلیل، صفحه‌نمایش هرگز نباید به‌عنوان جایگزین این تجربه‌ها در نظر گرفته شود. سازمان جهانی بهداشت نیز در توصیه‌های مربوط به کودکان زیر پنج سال بر اهمیت فعالیت بدنی، خواب کافی و کاهش زمان بی‌تحرکی مقابل صفحه تأکید کرده است. برای کودکان دو ساله و سه تا چهار ساله، این سازمان حداکثر یک ساعت زمان بی‌تحرکی مقابل صفحه را توصیه می‌کند و تأکید دارد که کمتر از این میزان بهتر است. اما مسئله‌ی کودکی در عصر دیجیتال تنها «چقدر» نیست؛ «چگونه» استفاده کردن نیز اهمیت دارد.

کودک را چطور وارد جهان دیجیتال کنیم؟

صفحه‌نمایش جای والد را نمی‌گیرد

کودک خردسال بسیاری از چیزهایی را که روی صفحه می‌بیند، مانند یک بزرگسال تفسیر نمی‌کند. یک تصویر، صدا یا داستان برای او زمانی معنای روشن‌تری پیدا می‌کند که بتواند درباره‌ی آن با کسی حرف بزند و آن را با تجربه‌های واقعی زندگی پیوند دهد. به همین دلیل، همراهی والد در زمان استفاده از رسانه اهمیت زیادی دارد. وقتی پدر یا مادر کنار کودک می‌نشیند، درباره‌ی آنچه می‌بیند سؤال می‌کند، اسم اشیا را تکرار می‌کند یا اتفاقات داستان را به زندگی روزمره‌ی کودک ربط می‌دهد، صفحه‌نمایش از یک ابزار منفعل به فرصتی برای گفت‌وگو و یادگیری تبدیل می‌شود. توصیه‌های آکادمی اطفال آمریکا نیز بر همین همراهی تأکید دارد و برای کودکان خردسال، استفاده‌ی مشترک والد و کودک از محتوای باکیفیت را به استفاده‌ی انفرادی ترجیح می‌دهد.

برای مثال، دیدن یک ویدئوی درباره‌ی حیوانات می‌تواند بعد از خاموش شدن صفحه ادامه پیدا کند: «این حیوان چه صدایی داشت؟»، «کجا زندگی می‌کند؟»، «فکر می‌کنی اگر از نزدیک ببینیمش چه شکلی است؟» در چنین شرایطی، تجربه‌ی دیجیتال بهانه‌ای برای گفت‌وگو، خیال‌پردازی و شناخت جهان واقعی می‌شود.

همه‌ی محتواهای کودکانه برای کودک مناسب نیستند

رنگ‌های درخشان، موسیقی بلند و حرکت‌های سریع لزوماً به معنای محتوای مناسب کودک نیستند. حتی ممکن است جذابیت بصری یک برنامه باعث شود کودک مدت بیشتری به صفحه خیره بماند، بدون آن‌که تجربه‌ی معناداری از آن به دست آورد. برای انتخاب محتوای دیجیتال بهتر است چند پرسش ساده را در نظر گرفت: آیا محتوا متناسب با سن کودک است؟ آیا داستان یا فعالیت مشخصی دارد؟ آیا کودک فرصت فکر کردن و مشارکت دارد؟ آیا ریتم آن بیش از حد سریع نیست؟ آیا محتوای آن با خشونت یا محرک‌های نامناسب همراه نیست؟ در توصیه‌های مربوط به کودکان دو تا پنج سال نیز بر انتخاب برنامه‌های باکیفیت، پرهیز از محتوای بسیار سریع و استفاده‌ی مشترک والد و کودک تأکید شده است.

کودک را چطور وارد جهان دیجیتال کنیم؟

کودک نباید با صفحه‌نمایش آرام شود

یکی از آسان‌ترین راه‌ها برای ساکت کردن کودک، دادن تلفن همراه یا پخش یک ویدئو است. این روش ممکن است در لحظه کارآمد باشد، اما اگر به عادت تبدیل شود، کودک فرصت کمتری پیدا می‌کند تا راه‌های دیگری برای کنار آمدن با خستگی، بی‌حوصلگی، عصبانیت یا ناکامی را تجربه کند. کودک باید کم‌کم یاد بگیرد که همه‌ی احساسات ناخوشایند نیازمند یک محرک بیرونی برای ناپدید شدن نیستند. گاهی می‌توان با در آغوش گرفتن، حرف زدن، تغییر محیط، بازی یا کمی زمان دادن به کودک کمک کرد تا آرام شود.

به همین دلیل، مسئله ممنوع کردن کامل صفحه‌نمایش نیست؛ مسئله این است که صفحه‌نمایش به تنها ابزار آرام‌کردن کودک تبدیل نشود. آکادمی اطفال آمریکا نیز نسبت به استفاده از رسانه به‌عنوان تنها روش آرام کردن کودک هشدار داده و بر اهمیت یادگیری تنظیم احساسات تأکید کرده است.

خانه باید هنوز جای بازی باشد

یکی از مهم‌ترین خطاها این است که زمان صفحه‌نمایش را جدا از سایر فعالیت‌های کودک ببینیم. یک ساعت تماشای صفحه فقط یک ساعت از شبانه‌روز نیست؛ این یک ساعت ممکن است از زمان بازی، حرکت، گفت‌وگو، کتاب‌خواندن یا خواب کودک کم کند. برای کودک خردسال، بازی آزاد اهمیت زیادی دارد. ساختن چیزی با قطعات، دویدن، نقاشی کردن، بازی با عروسک‌ها، ورق زدن کتاب، گوش دادن به قصه و حتی بی‌حوصلگی و پیدا کردن راهی برای سرگرم شدن، بخشی از فرایند رشد است. سازمان جهانی بهداشت نیز بر جایگزین کردن زمان بی‌تحرکی با فعالیت بدنی و حفظ خواب کافی تأکید دارد. بنابراین شاید پرسش بهتر این نباشد که «چقدر اجازه داریم به کودک موبایل بدهیم؟» بلکه باید پرسید: این صفحه‌نمایش چه چیزی را از زندگی کودک کنار می‌زند؟

اگر کودک بعد از استفاده از تبلت هنوز برای بازی، حرکت، خواب، کتاب و ارتباط با خانواده وقت دارد، وضعیت با زمانی که صفحه‌نمایش جای بیشتر این فعالیت‌ها را گرفته است تفاوت اساسی دارد.

کودک را چطور وارد جهان دیجیتال کنیم؟

قانون‌های دیجیتال را از خودمان شروع کنیم

کودک تنها از دستورهای والدین یاد نمی‌گیرد؛ از رفتار آن‌ها نیز الگوبرداری می‌کند. اگر پدر و مادر هنگام غذا خوردن دائماً تلفن همراهشان را بررسی کنند، در زمان بازی با کودک حواسشان به پیام‌ها باشد یا برای هر لحظه‌ی انتظار سراغ صفحه‌نمایش بروند، انتظار داشتن رفتار متفاوت از کودک دشوار خواهد بود. به همین دلیل، خانواده به جای مجموعه‌ای از ممنوعیت‌ها به قواعد مشترک استفاده از فناوری نیاز دارد. زمان‌های بدون صفحه‌نمایش، مانند هنگام غذا خوردن یا پیش از خواب، می‌توانند برای همه‌ی اعضای خانواده تعریف شوند. آکادمی اطفال آمریکا نیز حذف صفحه‌نمایش از زمان غذا و یک ساعت پیش از خواب را توصیه کرده است. این قواعد زمانی مؤثرترند که کودک احساس نکند فناوری فقط چیزی است که از او گرفته می‌شود. اگر قرار است تلفن کنار گذاشته شود، باید چیزی در زندگی واقعی وجود داشته باشد که بتواند جای آن را بگیرد: یک قصه، بازی، گفت‌وگو، پیاده‌روی یا حتی فرصتی برای کشف کردن.

ورود به جهان دیجیتال باید تدریجی باشد

کودک لازم نیست هرچه زودتر با فناوری آشنا شود. برخلاف نگرانی بسیاری از والدین، دیرتر آشنا شدن با ابزارهای دیجیتال به معنای عقب ماندن از فناوری نیست. کودکان معمولاً زمانی که به فناوری نیاز پیدا می‌کنند، مهارت کار با رابط‌های دیجیتال را به‌سرعت یاد می‌گیرند. آنچه در سال‌های نخست اهمیت بیشتری دارد، ساختن توانایی‌هایی است که بعداً کودک به کمک آن‌ها بتواند از فناوری استفاده کند: زبان، توجه، کنجکاوی، حل مسئله، تعامل اجتماعی، کنترل هیجان و توانایی تشخیص و پرسشگری. به بیان دیگر، پیش از آن‌که کودک را برای جهان دیجیتال آماده کنیم، باید او را برای جهان واقعی آماده کنیم. فناوری قرار است بخشی از زندگی او باشد، نه تمام زندگی او. کودک باید بتواند صفحه را خاموش کند و همچنان چیزی برای دیدن، پرسیدن، ساختن، بازی کردن و کشف کردن داشته باشد.

مسئله‌ی اصلی تربیت دیجیتال نیز از همین‌جا آغاز می‌شود: هدف این نیست که کودکی داشته باشیم که زودتر از دیگران کار با یک دستگاه را یاد گرفته است؛ هدف این است که کودکی رشد کند که وقتی وارد جهان دیجیتال شد، بداند چه می‌بیند، چرا می‌بیند و چه زمانی باید صفحه را کنار بگذارد.


چرا الگوریتم‌ها هرگز شاعر نمی‌شوند؟

چرا الگوریتم‌ها هرگز شاعر نمی‌شوند؟

شعر حاصل چیدمان واژه‌ها نیست؛ عصاره رنج زیسته است. هوش مصنوعی شاید تمام واژگان جهان را در مشت داشته باشد، اما چون بدنی برای چشیدن طعم هراس، فقدان و شکست ندارد، دستش از جوهر واقعی هنر کوتاه می‌ماند.

سرویس بین‌الملل خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- الهه شمس: وقتی از چت‌جی‌پی‌تی (ChatGPT) بخواهی شعری درباره خورشیدگرفتگی کامل به سبک والت ویتمن بنویسد؛ حاصل کار، مجموعه‌ای از بیت‌های کلیشه‌ای و توخالی است که هیچ تکانی به روح نمی‌دهد و نتیجه، دوجین بیتِ کلیشه‌ای است که هیچ‌چیز را در مخاطب دگرگون نمی‌کند. هوش مصنوعی تمام فرهنگ لغات انگلیسی را زیر دست دارد، اما ویتمن با همان ساده‌ترین کلمات، کیهانی از شگفتی می‌آفریند که انسان را بر جای خود میخکوب می‌کند.

تفاوت در چیست؟ پاسخ در این است که هوش مصنوعی شاید هرگز شعری اصیل نسازد؛ زیرا شعر نه از دل زبان، که از عمق تجربه زاده می‌شود. تجربه انسانی یعنی تصادم مداوم میان آرزوها و سنگلاخ واقعیت؛ یعنی نقض پیش‌بینی‌ها و آوار شدن نقشه‌ها. ما به این تجربه «رنج» می‌گوییم.

رنج، بهای سنگین آگاهی و توانایی ما برای عشق ورزیدن و تاب آوردنِ فقدان است. رنج پدیده‌ای کاملاً زیستی و متکی به تن است؛ از ترشح هراس در غدد تا انقباض حسرت در رشته‌های عصبی. یک شبه‌آگاهی بی‌جسم و مکانیکی اساساً قادر به درک این تجربه و کیمیاگری با آن نیست؛ تبدیلی که ما آن را «هنر» می‌نامیم. ماشین از شکست معاف است، چون فراتر از کدهای دستوری‌اش چیزی را نمی‌شناسد. ما می‌نویسیم تا برای بهتِ زنده بودن زبانی پیدا کنیم.

الیاس کانتی، برنده نوبل ادبیات، در خاطرات بهار ۱۹۴۲ خود به نقل از متنی کهن، زیر عنوان «شرایط لازم برای یک قصه‌گوی خوب» می‌نویسد:

«قصه‌گو علاوه بر خواندن کتاب‌های عشق و دلاوری، باید به پای عشق رنج کشیده باشد، معشوقش را از دست داده باشد، باده ناب نوشیده باشد، در غم دیگران اشک ریخته باشد، مرگ را به چشم دیده باشد و از پرندگان و جانوران بیاموزد. او باید بتواند در یک آن، قالب گدا یا شاه را به خود بگیرد.»

پیش از او، راینر ماریا ریلکه در تنها رمانش به همین گوهر بنیادین اشاره کرده بود:

«برای سرودن چند سطر شعر، باید شهرها و آدم‌ها را دید، بال زدن پرندگان و شکفتن گل‌ها را فهمید، جاده‌های ناشناخته و وداع‌های تلخ را تجربه کرد. باید خاطره بیماری‌های کودکی، دریاهای دور، شب‌های بی‌مانند عاشقی، فریاد زنان در بستر زایمان و نشستن بر بالین پیکر مردگان را در جان اندوخت.»

همین پیوند عمیق میان رنج و زایندگی را می‌توان در آرای کارل گوستاو یونگ، بینش آنی دیلارد درباره جوهر نویسندگی، و هشدارهای سه دهه پیش الیور ساکس درباره ماشین و جستجوی معنا دید؛ جایی که هنر، تنها با خون گوشت و پوست انسان معنا می‌یابد.

منبع: themarginalian


فن بیان؛ کلید طلایی موفقیت در کار و زندگی

فن بیان؛ کلید طلایی موفقیت در کار و زندگی

فن بیان یک استعداد ذاتی نیست؛ بلکه مهارتی کاملاً اکتسابی است که با تمرین می‌توان آن را به طرز چشمگیری بهبود بخشید. در ادامه چند تکنیک ساده و کاربردی را معرفی می‌کنیم.

خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)؛ همه ما روزانه با افراد زیادی در ارتباط هستیم؛ از همکاران و مدیران گرفته تا اعضای خانواده و دوستان. اما چرا بعضی افراد در این ارتباطات بسیار موفق‌تر از دیگران عمل می‌کنند؟ راز اصلی در چیزی به نام فن بیان نهفته است. فن بیان یعنی توانایی انتقال درست و تاثیرگذار منظور و احساساتمان به دیگران. این مهارت، بر خلاف تصور عموم، فقط مخصوص سخنرانان یا مجریان نیست؛ بلکه هر کسی در هر جایگاه شغلی و اجتماعی، برای موفقیت به آن نیاز دارد. از یک فروشنده که باید مشتری را متقاعد کند تا یک مدیر که باید تیم خود را هدایت نماید، همگی به یک فن بیان قوی وابسته‌اند.

یکی از بهترین راه‌ها برای تقویت این مهارت حیاتی، شرکت در یک دوره آنلاین فن بیان است. این دوره‌ها به شما امکان می‌دهند بدون محدودیت‌های زمانی و مکانی، اصول صحیح صحبت کردن را از پایه یاد بگیرید. در این دوره‌ها معمولاً مباحثی مانند کنترل استرس و ترس از سخنرانی، نحوه صحیح نفس کشیدن برای داشتن صدایی رسا، و تکنیک‌های لحن و موسیقی کلام آموزش داده می‌شود. همچنین با شرکت در این کلاس‌ها، می‌توانید هنر بداهه‌گویی و متقاعدسازی را فرا بگیرید که در موقعیت‌های غیرمنتظره کاری و اجتماعی بسیار کارگشاست.

چرا فن بیان در محیط کار اینقدر مهم است؟

در دنیای حرفه‌ای امروز، تخصص و مهارت فنی به تنهایی کافی نیست. برای رشد و پیشرفت شغلی، باید بتوانید توانایی‌های خود را به درستی به دیگران نشان دهید. تحقیقات نشان می‌دهد افرادی که در جلسات کاری خوب صحبت می‌کنند و می‌توانند نظرات خود را به صورت شفاف بیان کنند، باهوش‌تر و متخصص‌تر به نظر می‌رسند و مدیران اعتماد بیشتری به آنها دارند. فن بیان خوب به شما کمک می‌کند تا در مذاکرات موفق‌تر باشید، ایده‌های خود را به بهترین شکل ارائه دهید و در کار تیمی، تأثیرگذارتر عمل کنید. حتی درخواست ساده‌ای مثل گرفتن مرخصی یا تقاضای افزایش حقوق، با یک فن بیان مناسب، شانس موفقیت بسیار بیشتری پیدا می‌کند.

نقش فن بیان در زندگی اجتماعی و شخصی

اهمیت فن بیان به محیط کار ختم نمی‌شود. در زندگی شخصی و اجتماعی نیز، این مهارت نقش کلیدی ایفا می‌کند. افرادی که فن بیان قوی دارند، معمولاً در جمع‌ها محبوب‌تر هستند و ارتباطات عمیق‌تری با دیگران برقرار می‌کنند. آنها می‌توانند احساسات و نیازهای خود را به شکلی که موجب سوءتفاهم نشود، به همسر، فرزندان و دوستان خود منتقل کنند. همچنین در موقعیت‌های بحرانی و هنگام بروز اختلاف نظر، با استفاده از کلمات مناسب و لحن درست، می‌توانند تعارضات را به بهترین شکل مدیریت کنند و از تنش‌های بی‌نتیجه جلوگیری نمایند. در واقع، فن بیان به ما کمک می‌کند تا زندگی مسالمت‌آمیزتر و رضایت‌بخش‌تری داشته باشیم.

تکنیک‌های ساده برای تقویت فن بیان

خوشبختانه فن بیان یک استعداد ذاتی نیست؛ بلکه مهارتی کاملاً اکتسابی است که با تمرین می‌توان آن را به طرز چشمگیری بهبود بخشید. در ادامه چند تکنیک ساده و کاربردی را معرفی می‌کنیم:

۱. تمرین با صدای بلند:

هر روز چند دقیقه درباره یک موضوع دلخواه صحبت کنید. گوشی موبایل رو در فاصله ۵ متری قرار بدهید و باید صدای ضبط شده به وضوح شنیده شود.

۲. مدیریت تنفس:

برای داشتن صدایی رسا و بدون لرزش، یک نفس عمیق و سریع بکشید و با صدای "س" به آرامی طی ۴۰ تا ۴۵ ثانیه آن را خارج کنید. نفس‌های عمیق، آرامش شما را افزایش داده و به کنترل استرس هنگام صحبت کمک می‌کند.

۳. توجه به زبان بدن:

در صورتی که زبان بدن یا لحن بدن با کلام در تضاد باشه مخاطب زبان بدن یا لحن را به کلام ترجیح میدهد. برقراری ارتباط چشمی مناسب، استفاده از حرکات حساب‌شده دست، و حفظ حالت چهره‌ای متناسب با موضوع سخن، تأثیر کلام شما را چندین برابر می‌کند.

۴. شنیدن فعال:

یکی از رازهای یک مکالمه خوب، شنونده خوبی بودن است. با دقت به حرف‌های طرف مقابل گوش دهید تا بتوانید پاسخ‌های دقیق‌تر و مرتبط‌تری بدهید و از سوءتفاهم‌ها جلوگیری کنید.

۵. تمرین بداهه‌گویی:

برای بداهه گویی در موقعیت‌های غیرمنتظره، سریع و منسجم واکنش نشان دهید نیاز است آموزش مناظره ببینید.

جمع‌بندی

در دنیای پرشتاب امروز، فن بیان دیگر یک مهارت لوکس یا اختیاری نیست، بلکه یک ضرورت انکارناپذیر برای موفقیت در تمامی ابعاد زندگی است. چه بخواهید در شغل خود پیشرفت کنید، چه به دنبال برقراری روابط اجتماعی مؤثرتر باشید، و یا حتی به عنوان یک والدین، ارتباط بهتری با فرزندتان داشته باشید، یادگیری و تقویت فن بیان می‌تواند تحولی شگرف در کیفیت زندگی شما ایجاد کند. با شرکت در یک دوره آنلاین فن بیان و تمرین روزانه تکنیک‌های ساده، می‌توانید از فردی که در جمع‌ها سکوت می‌کند، به یک سخنران جذاب و تأثیرگذار تبدیل شوید و فرصت‌های جدیدی را به روی خود بگشایید.


چرا داستان خواندن فقط سرگرمی نیست؟

چرا داستان خواندن فقط سرگرمی نیست؟

پژوهش‌های جدید نشان می‌دهد مطالعه، به‌ویژه خواندن داستان و ادبیات داستانی، تنها برای تقویت حافظه و توانایی‌های شناختی مفید نیست؛ بلکه می‌تواند مهارت ما در درک احساسات، دیدگاه‌ها و تجربه‌های دیگران را نیز تقویت کند و به شکل‌گیری نگرشی پیچیده‌تر و عمیق‌تر نسبت به جهان کمک کند.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از واشنگتن پست، خواندن یک کتاب خوب فقط لذت‌بخش نیست؛ بلکه می‌تواند برای مغز نیز مفید باشد. پژوهش‌ها نشان داده‌اند که مطالعه روزنامه، مجله و کتاب‌های غیرداستانی با کاهش سرعت افت شناختی در سالمندی و حتی طول عمر بیشتر ارتباط دارد.

با این حال، ادبیات داستانی ممکن است مزایای منحصربه‌فردی داشته باشد. تحقیقات نشان می‌دهد میزان مطالعه داستانی می‌تواند شاخص بهتری برای پیش‌بینی توانایی زبانی افراد نسبت به میزان مطالعه آثار غیرداستانی باشد. مهم‌تر از آن، مطالعه داستان با شناخت اجتماعی بهتر؛ یعنی توانایی درک و تعامل با دیگران، و همچنین درک پیچیدگی‌های جهان ارتباط دارد.

دلیل این موضوع چیست؟ داستان خواننده را وادار می‌کند جهان داستان و شخصیت‌های آن را در ذهن خود بسازد و با دیدگاه‌های متفاوت مواجه شود. به گفته نیک باتریک، استادیار روان‌شناسی دانشگاه ویسکانسین-مدیسن، خواندن داستان به افراد کمک می‌کند از تجربه‌های خود و همچنین تجربه انسان‌هایی که با آنها تفاوت زیادی دارند، درک عمیق‌تری پیدا کنند.

ریموند مار، استاد روان‌شناسی دانشگاه یورک در تورنتو، نیز می‌گوید داستان‌خوانی نوعی تأمل و تفکر درباره تجربه‌های انسانی ایجاد می‌کند که می‌تواند برای فرد مفید باشد.

چرا مطالعه درواقع یک فعالیت اجتماعی است؟

سلامت اجتماعی بخش مهمی از سلامت کلی انسان است و جالب اینکه مطالعه، با وجود آنکه معمولاً فعالیتی فردی تلقی می‌شود، می‌تواند توانایی‌های اجتماعی ما را تقویت کند.

کودکان بین چهار تا شش سالگی معمولاً به مرحله‌ای از رشد می‌رسند که در روان‌شناسی از آن با عنوان «نظریه ذهن» یاد می‌شود؛ یعنی توانایی درک اینکه دیگران ممکن است باورها، احساسات و دیدگاه‌هایی متفاوت از ما داشته باشند.

بررسی‌ها نشان داده‌اند کودکانی که بیشتر در معرض کتاب‌های داستانی قرار می‌گیرند، در این مرحله از رشد پیشرفت بیشتری دارند.

یک فراتحلیل در سال ۲۰۲۵ که ۲۱ مطالعه را بررسی کرد، نشان داد کودکانی که بیشتر کتاب داستان می‌خوانند، از همدلی بیشتری برخوردارند. همچنین رابطه میان مطالعه و همدلی دوطرفه به نظر می‌رسد: مطالعه بهتر می‌تواند پیش‌بینی‌کننده همدلی بیشتر در سال‌های بعد باشد و همدلی نیز با توانایی بهتر در خواندن ارتباط دارد.

مطالعه دیگری در سال ۲۰۲۳ نشان داد نوجوانانی که بیشتر برای سرگرمی مطالعه می‌کردند، در بزرگسالی اجتماعی‌تر بودند.

مار می‌گوید خواندن داستان در واقع نوعی شبیه‌سازی پیچیده شناختی و عاطفی از جهان اجتماعی در اختیار انسان قرار می‌دهد؛ تجربه‌ای که می‌تواند در زندگی واقعی نیز کاربرد داشته باشد.

قدرت داستان‌گویی

بخشی از این فواید احتمالاً به قدرت داستان‌گویی مربوط است.

مطالعات تصویربرداری مغزی نشان داده‌اند شبکه‌هایی از مغز که هنگام درک داستان‌ها فعال می‌شوند، با شبکه‌هایی که برای درک ذهن و دیدگاه دیگران مورد استفاده قرار می‌گیرند، همپوشانی دارند. بنابراین هنگام غرق شدن در یک داستان، ممکن است همان شبکه‌های مغزی را فعال کنیم که برای درک انسان‌های دیگر به کار می‌بریم.

تماشای فیلم و تلویزیون نیز ممکن است برخی از همین فواید را داشته باشد، اما یک تفاوت مهم وجود دارد: هنگام خواندن، جهان داستان مستقیماً در اختیار ما قرار نمی‌گیرد و باید آن را در ذهن خود بسازیم.

همین تلاش ذهنی اضافه ممکن است مزایای داستان‌خوانی را افزایش دهد.

حتی شخصیت‌های محبوب کتاب‌ها نیز می‌توانند نوعی احساس ارتباط ایجاد کنند. به گفته مار، حتی زمانی که دوستانمان در کنارمان نیستند، همیشه می‌توانیم کتابی را باز کنیم و با شخصیت‌های آن همراه شویم.

از سوی دیگر، مطالعه لزوماً فعالیتی انفرادی نیست. باشگاه‌های کتاب‌خوانی، گروه‌های مطالعه و اجتماعاتی مانند BookTok در شبکه‌های اجتماعی می‌توانند افراد را به یکدیگر متصل کنند.

صحبت کردن درباره کتابی که خوانده‌ایم نیز مزیت دیگری دارد؛ زیرا علاوه بر تصور شخصیت‌های داستان، با دیدگاه دیگران درباره همان شخصیت‌ها نیز آشنا می‌شویم.

مواجهه با تفاوت‌ها

مطالعه داستانی علاوه بر تقویت شناخت اجتماعی، می‌تواند جهان ذهنی ما را گسترش دهد و درکمان را از پیچیدگی‌های زندگی افزایش دهد.

نویسندگان بزرگ، ناظران دقیق وضعیت انسانی هستند و می‌توانند ما را با تجربه‌هایی روبه‌رو کنند که خارج از محدوده معمول زندگی‌مان قرار دارند.

باتریک می‌گوید خواندن در واقع مواجهه با تفاوت است؛ مواجهه با ذهنی متفاوت، مکانی متفاوت و روشی متفاوت برای نگاه کردن به جهان.

در مطالعه‌ای در سال ۲۰۲۲ که بیش از پنج هزار نفر را بررسی کرد، باتریک و همکارانش دریافتند افرادی که در دوران رشد خود بیشتر ادبیات داستانی می‌خواندند، در بزرگسالی دیدگاه‌های پیچیده‌تری نسبت به جهان داشتند؛ دیدگاه‌هایی که با ظرافت بیشتر، غنای روان‌شناختی بالاتر و فروتنی فکری همراه بود.

چگونه بیشتر کتاب بخوانیم؟

متخصصان توصیه می‌کنند برای افزایش مطالعه، لازم نیست از همان ابتدا ساعت‌ها کتاب بخوانیم. بهتر است آهسته شروع کنیم؛ مثلاً تلفن همراه را پیش از خواب کنار بگذاریم و ابتدا فقط ۱۵ دقیقه مطالعه کنیم. سپس می‌توان این زمان را به ۳۰، ۴۵ و در نهایت ۶۰ دقیقه افزایش داد.

تداوم مهم‌تر از یک کتاب خاص است. به گفته باتریک، احتمالاً هیچ کتاب واحدی زندگی انسان را تغییر نمی‌دهد؛ بلکه تأثیر واقعی از انباشته شدن تجربه خواندن کتاب‌های متعدد در طول زمان ایجاد می‌شود.

همچنین لازم نیست خود را محدود به رمان‌های طولانی کنیم. داستان کوتاه، رمان گرافیکی و حتی داستان‌های هواداری نیز می‌توانند بخشی از تجربه مطالعه باشند.

کتاب صوتی هم می‌تواند مفید باشد. به گفته باتریک، کتاب صوتی همچنان نوعی مطالعه محسوب می‌شود و حتی برای برخی آثار دشوار می‌تواند درک مطلب را آسان‌تر کند.

در نهایت، مهم‌ترین توصیه این است که از مطالعه لذت ببریم. کتاب خواندن نباید تجربه‌ای خشک و اجباری باشد. هر چیزی که واقعاً از خواندن آن لذت می‌بریم، می‌تواند انتخاب خوبی باشد.

و شاید بد نباشد درباره کتاب‌هایی که می‌خوانیم با دیگران هم صحبت کنیم؛ چون گفت‌وگو درباره داستان‌ها، علاوه بر لذت مطالعه، فرصتی برای آشنایی با نگاه و برداشت دیگران فراهم می‌کند.